دانلود دلنوشته بشاشت گناه اثر دنیا احمدی (نویسنده انجمن رمان بوک) به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
میخندم! میخندم و میگُذرم. امّا پنهانی… شهر من خنده های از ته دل دختری را نمیخواهد. شهر من اشک میخواهد و آه… سکوت میخواهد و فغان…
خلاصه دلنوشته بشاشت گناه
آخرین بار که مرا دیدی نشناختی گفتی چنان عوض شدهای که دیگر نمیتوان تو را شناخت. گفتی و رفتی … اما ندانستی که دلیل عوض شدن من تو بودی. همین رفتن های بی پایه و اساست بود که مرا اینگونه از بین برد. من مرده ام، این من یک مرده است که راه میرود. مرا آیینه ها هم نمیشناسند دیگر گلایه ای نیست که تو نشناخته ای. حال خراب من حال بچه ای است که چند ساعت است درون کمد پنهان شده اما کسی از نبودنش با خبر نشده کاش دلت به رحم بیاید عزیز جانم حال خرابم را درمانی است که آن هم تویی …
مهربانم امروز به این فکر میکردم که چرا باید آرام و پنهانی بخندم مگر چه میشود قهقهه هایم را عالم و آدم بشنوند. میدانی به چه نتیجه ای رسیدم؟ این که هر کسی صدای خنده های بلند پر از شادی مرا بشنود یقین دارم که او هم مثل من می خندد و این در. دیار من گناهی است کبیره.. گناهی که به نابخشودنی ترین گناه عالم معروف است و میدانی سزایش چیست؟ دوزخی که خدا بی برو و برگرد فرمانش را میدهد. خنده دار است جان دلم میدانم تو میتوانی به این کلمه از ته دلت قهقهه بزنی. از خدایی که در مهربانی
زبانزد است این گونه نامهربانی بعید است. این را نمیدانم که بعدها به دخترک کوچکم وقتی میخواهد بخندد چگونه بگویم عزیزکم آرام تر.. مطمئناً به حرفم که نه به طرز فکر بسته ام میخندد و آن جاست که زندگی زیبایی اش را نشانم میدهد با خندهی جگر گوشه ام. عزیز مادر … مادرت تا این سنی که از خدا گرفته نمیداند خنده از ته دل چیست اما تو این گونه نباش زیبای من خنده هایت دل دیوانه ام را به عرش اعلاء میبرد و بر میگرداند. تو بخند من برایت همه راه ها را هموار میکنم. فرداها میآیند و میروند …
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.