دانلود رمان سمفونی شب سرخ از مهری هاشمی، دیبا کاف کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۱۴۸
خلاصه رمان:
گلبرگ دختر تنها و سرخوردهایه که تو بچگی مادرش رو از دست داده. پدرش خیلی زود ازدواج کرده و دختر تنها داستانمون با آزار و اذیتهای نامادری بزرگ شده. گلبرگ زیبا قصه دل در گرو پسرعموش داره و تمام آرزوش رسیدن به اون هست. پسر عمویی که حاصل یه خانواده پر از تعصب با افکار پوسیدهست. گلبرگ چند هفته مونده به تاریخ عروسیش واسه رهایی از مشکلاتش به یه مهمونی میره و اونجا زندگیش به کلی تغییر میکنه و شبش رو …
قسمتی از داستان سمفونی شب سرخ :
نگاهی به اطراف انداختم تا بتونم بی بی رو ببینم که بالاخره دیدمش. روی کاناپه نشسته بود دست گلبرگ تو دستش بود و آهسته داشتن با همدیگه حرف میزدند. انقدر آروم که نمی تونستم چیزی از حرف هاشون رو بشنوم. خوب اینم یکی از شانس هام بود که نیازی به معرفی نبود انگار هنوز همدیگه
رو به خاطر داشتن. -سلام بیبی. صدام رو که شنید گردن کشید و از کنار گلبرگ نگاهی به صورتم انداخت. براش سر تکون دادم و به طرفش قدم برداشتم که به گلبرگ اشاره کرد کنارش بشینه گلبرگ هم بدون هیچ حرفی کنارش نشست. دستش هنوز تو دست بیبی بود. از این همه مطیع بودنش،
داشتم شاخ در می آوردم. -خوش اومدی شیر مردم دلتنگت بودم پسر جان. اشاره کرد طرف دیگرش بشینم که جلو رفتم و روی همون جایی که اشاره کرده بود نشستم. -درگیر بودم بیبی هم کار هم مشکلات شخصی که از آسمون روی سرم نازل شدن. گفتم و کمی خم شدم تا واکنش گلبرگ رو ببینم
منظورم رو گرفته بود که داشت پوست کنده شده کنار لبش رو میجویید. لبخند پیروزمندانه ای زدم، بی حساب شده بودیم و حرف جلوی درش رو تلافی کرده بودم. _کار و درگیری واسه مرده پسر ولی من که تو زندگیت مشکل و بلای آسمونی نمیبینم، اتفاقا انگار خدا خیلی دوست داشته که …