رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان ضماد

رمان ضماد اثر پرستو اسحقی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

نبات ملک‌زاده، دختر ۲۰ ساله‌ای که در دل روستایی قدیمی بزرگ شده، یکی از معدود کسانی است که برای ساختن آینده‌اش راهی شهر شده است. و اما خاقان، پسر بزرگ مرحوم جهانگیر ایزدی… مردی که جذابیت سرد و مغرورش، هیبتی ترسناک به او داده است! پس از مرگ تراژیک برادر و همسر برادرش، خاقان قاتل را به زندان می‌اندازند و فرزند پنج‌ماهه‌ ای آن‌ها را به سر پرستی می‌گیرند. اما در این میان، نبات برای نجات تنها برادرش باید به پذیرش سرنوشتی غیرمنتظره می‌شود…

خلاصه‌ رمان ضماد

سری به عنوان تاسف برایشان تکان میدهد و به سمت پله ها قدم برداشته و به طبقه بالا میرود. از زمانی که یادش می آید بعد از اسب سواری عاشق کتاب و درس خواندن بود. اما برای کسی م ه در روستایی دور افتاده و در میان دل کوه ها به دنیا آمده بود درس خواندن غیرممکن به حساب می آمد. در روستا امکانات کافی وجود نداشته و بعد از چند سال هنوز هم وجود ندارد. مدرسه فقط تا کلاس پنجم وجود دارد، آن هم به لطف کدخدا که پسرش را به شهر فرستاده بود تا درس بخواند و بعد معلم شد و مدرسه زده شد. در زمستان مردم از حمل کردن نفت به خانه هایشان جان به لب میشدند.

فقط برق داشتند آنهم به لطف تیر برق های در جاده بود. وسیله نقلیه شان اسب و الاغ است جز چند نفر از کشاورزان که وضع خوبی داشتندد و تراکتور خریدند پدرش هم جز افرادی است که تراکتور دارد و برادرش رضا مغازه تعمیرکاری در بین جاده دارد. ور دارد و برادرش، و اگر رضا پشتش نمی ایستاد و حرف پدرش را میگرفت، اکنون ازدواج کرده و شاید دو فرزند هم داشت. با شنیدن صدای گیتی که نامش جیغ میزد از افکارش خارج شده و ساکش را برمیدارد. با عجله از پله ها پایین رفته و با خروش و گیتی که اخم کرده اند رو به رو میشود.

لبخند مصنوعی میزند که خروش از چهره بانمکش تک خنده ای میکند و دیگر از اخم هایش خبری نیست، اما گیتی بی شرفی زمزمه میکند و از ویلا خارج میشود. خروش شانه هایش را بالا می اندازد و آوار چند پله آخر راهم پایین می آید و از ویلا خارج میشود، خروش درب را قفل کرده و کلید را به نگهبان میسپارد و برای چندمین بار تاکید میکند که به برادرش از وجود همراهانش چیزی بازگو نکند. بعد از اینکه ماشین را روشن کرده درب بزرگ را با ریموت باز میکند و با سرعت خارج میشود. گیتی بخاطر خستگی پلک روی هم میگذارد و به خواب میرود. اما آوار کتاب درسی را از کیفش بیرون می آورد.

تا برای امتحان فردا مرور کند امروز بخاطر اصرار گیتی دوباره همراهشان به ویلای پدری خروش آمده بودند چون فردا که آخرین امتحانشان را هم میدادند و او باید تابستان را به روستا بازمیگشت. از زمانی که برادرش با هزار مکافات او را به نزدیک ترین شهر به روستایشان میبرد و می آورد تا درس بخواند، تصمیم گرفته بود تا سعی و تلاش بکند بهترین نمرات را بگیرد. حالا بعد از تمام شدن دوران دبیرستان در کنکور شرکت کرد و از رشته مورد علاقه اش حسابداری در تهران قبول شد. پدرش و حتی کدخدا هم او را تحسین کرد تا ادامه بدهد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
نبات ملک‌زاده، دختر ۲۰ ساله‌ای که در دل روستایی قدیمی بزرگ شده، یکی از معدود کسانی است که برای ساختن آینده‌اش راهی شهر شده است. و اما خاقان، پسر بزرگ مرحوم جهانگیر ایزدی… مردی که جذابیت سرد و مغرورش، هیبتی ترسناک به او داده است! پس از مرگ تراژیک برادر و همسر برادرش، خاقان قاتل را به زندان می‌اندازند و فرزند پنج‌ماهه‌ ای آن‌ها را به سر پرستی می‌گیرند. اما در این میان، نبات برای نجات تنها برادرش باید به پذیرش سرنوشتی غیرمنتظره می‌شود…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ضماد
  • ژانر
    عاشقانه، خونبسی، هیجانی، بزرگسال
  • نویسنده
    پرستو اسحقی
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    3442
خرید کتاب
55,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 22,022 بازدید
  • 55,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.