سری به عنوان تاسف برایشان تکان میدهد و به سمت پله ها قدم برداشته و به طبقه بالا میرود. از زمانی که یادش می آید بعد از اسب سواری عاشق کتاب و درس خواندن بود. اما برای کسی م ه در روستایی دور افتاده و در میان دل کوه ها به دنیا آمده بود درس خواندن غیرممکن به حساب می آمد. در روستا امکانات کافی وجود نداشته و بعد از چند سال هنوز هم وجود ندارد. مدرسه فقط تا کلاس پنجم وجود دارد، آن هم به لطف کدخدا که پسرش را به شهر فرستاده بود تا درس بخواند و بعد معلم شد و مدرسه زده شد. در زمستان مردم از حمل کردن نفت به خانه هایشان جان به لب میشدند.
فقط برق داشتند آنهم به لطف تیر برق های در جاده بود. وسیله نقلیه شان اسب و الاغ است جز چند نفر از کشاورزان که وضع خوبی داشتندد و تراکتور خریدند پدرش هم جز افرادی است که تراکتور دارد و برادرش رضا مغازه تعمیرکاری در بین جاده دارد. ور دارد و برادرش، و اگر رضا پشتش نمی ایستاد و حرف پدرش را میگرفت، اکنون ازدواج کرده و شاید دو فرزند هم داشت. با شنیدن صدای گیتی که نامش جیغ میزد از افکارش خارج شده و ساکش را برمیدارد. با عجله از پله ها پایین رفته و با خروش و گیتی که اخم کرده اند رو به رو میشود.
لبخند مصنوعی میزند که خروش از چهره بانمکش تک خنده ای میکند و دیگر از اخم هایش خبری نیست، اما گیتی بی شرفی زمزمه میکند و از ویلا خارج میشود. خروش شانه هایش را بالا می اندازد و آوار چند پله آخر راهم پایین می آید و از ویلا خارج میشود، خروش درب را قفل کرده و کلید را به نگهبان میسپارد و برای چندمین بار تاکید میکند که به برادرش از وجود همراهانش چیزی بازگو نکند. بعد از اینکه ماشین را روشن کرده درب بزرگ را با ریموت باز میکند و با سرعت خارج میشود. گیتی بخاطر خستگی پلک روی هم میگذارد و به خواب میرود. اما آوار کتاب درسی را از کیفش بیرون می آورد.
تا برای امتحان فردا مرور کند امروز بخاطر اصرار گیتی دوباره همراهشان به ویلای پدری خروش آمده بودند چون فردا که آخرین امتحانشان را هم میدادند و او باید تابستان را به روستا بازمیگشت. از زمانی که برادرش با هزار مکافات او را به نزدیک ترین شهر به روستایشان میبرد و می آورد تا درس بخواند، تصمیم گرفته بود تا سعی و تلاش بکند بهترین نمرات را بگیرد. حالا بعد از تمام شدن دوران دبیرستان در کنکور شرکت کرد و از رشته مورد علاقه اش حسابداری در تهران قبول شد. پدرش و حتی کدخدا هم او را تحسین کرد تا ادامه بدهد.