رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان روژیار

رمان از روژیار اثر سارا لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

رمان «روژیار» روایتگر زندگی دختری به نام دلا است؛ دختری که ده سال از زندگی‌اش را در تنهایی گذرانده و خانواده‌اش به او پشت کرده‌اند. اکنون مردی وارد زندگی‌اش می‌شود که خود از عمق همان گذشته‌ای می‌آید، اما هیچ‌کدام از آن‌ها از این حقیقت خبر ندارند… رمان «روژیار» شامل صحنه‌هایی است که ممکن است برای همه‌ی سنین مناسب نباشد.

خلاصه‌ رمان روژیار

هربار کسی خواست بهم نزدیک شه بادیدن مشغله های من جلو نیومده عقب میکشید و همه چی شروع نشده تموم میشد مردها توزندگی من جایی نداشتن منم مشکلی با این قضیه نداشتم دیگه حتی اگه کسی هم میخواست نزدیک شه من اجازه نمیدادم نمیخواستم وارد به رابطه ی نصفه و نیمه بشم بعد از سال ها به یه روتین و آرامش رسیده بودم و حالا میتونستم برای خودم کمی وقت بذارم حاضر نبودم به هر قیمتی این آرامش رو از دست بدم شاید از نظر بقیه این زندگی خسته کننده باشه ولی برای من خود آرامش و امنیت بود.

موهامو بالای سرم جمع کردم و برگشتم توسالن خونه ی من به اپارتمان ۶۰ متری تو یه محله ی متوسط اما آروم و بی صدا بود تو محله ی قبلی چون همه میدونستن که چه برسر من اومده حس خوبی نداشتم انگار هرکسی به نوعی میخواست توزندگیم دخالت کنه اما از وقتی جابجا شدم همه چی بهتر شد حتی با یه نفر از محله ی قدیم هم در ارتباط نیستم زندگی جدید آدمای جدید….. جابجا کردن کیسه ی خریدها و آماده کردن به شام فوری تا نیمه های شب طول کشید اما وقتی به خونه نگاه کردم انرژی مثبتش خستگیمو شست برد.

حولمو برداشتم و سریع وارد حمام شـــــدم باید به دوش سریع میگرفتم صبح به جلسه داشتم و نمیخواستم شلخته بنظر برسم با آخرین ذره های انرژیم حولمو تن کردم و خودمو به تخت رسوندم مغزم دیگه جواب نمیداد و همینکه پتو رو کشیدم روی خودم خوابم برد با حس خیسی صورتم و هق هقایی که توگلو خفه شده بود از خواب پریدم باورم نمیشد بعد از مدت ها بعد از یک سال دوباره خواب اون تصادف کوفتی رو دیدم همه ی لحظه اش دوباره برام تکرار شد دستام میلرزید و کل تنم عرق سرد نشسته بود بانفسای عمیق سعی کردم خودمو آروم کنم.

لیوان آب کنار تختمو کامل خوردم و یکم آروم شدم ساعت پنج صبح بود و به کل خواب از سرم پریده بود تراس اتاقمو باز گذاشتم باد خنک پاییزی خورد به صورتم و لرز کردم و  نگاهمو به آسمون دوختم آسمونی که کم کم داشت از تاریکی در میومد مثل روزای تاریک زندگی من روزای تاریکی که خیلی طول کشید تا رو به روشنی رفت ذره ذره فهمیدم این زندگی چقدر میتونه بی عدالت باشه آدما چقدر میتونن بی رحم باشن و یه شبه تنها موندن و بی کس شدن چه طعمی داره سرمو تکون دادم تا از اون حال و هوا در بیام.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
رمان «روژیار» روایتگر زندگی دختری به نام دلا است؛ دختری که ده سال از زندگی‌اش را در تنهایی گذرانده و خانواده‌اش به او پشت کرده‌اند. اکنون مردی وارد زندگی‌اش می‌شود که خود از عمق همان گذشته‌ای می‌آید، اما هیچ‌کدام از آن‌ها از این حقیقت خبر ندارند... رمان «روژیار» شامل صحنه‌هایی است که ممکن است برای همه‌ی سنین مناسب نباشد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    روژیار
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، رئال
  • نویسنده
    سارا
  • صفحات
    785
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 258 بازدید
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.