خلاصه کتاب:
داستان درباره دکتری به نام مهراد هست که در زمان دانشجویی با دختری پونزده ساله ازدواج میکنه و سریع بچه میارن الان چهارده سال گذشته و مهراد ساغر رو هم سطح خودش نمیدونه .در این میان ساغر با مردی به نام کسری اشنا میشه.البته رابطه خاصی نداره.مهراد میفهمه و طوفان شروع میشه.در این میان دختر اتیش پاره شون ترلان حسابی شر به پا میکنه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.