دانلود رمان رز سفید رز سیاه از ترانه بانو کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۸۲۷
خلاصه رمان:
سوئیچ چرخوندم و با این حرکت موتور خاموش شد. دست چپمو بالا اوردم و یه نگاه به ساعتم انداختم. همین که دستمو پایین اوردم صدای بازشدن در بزرگ مدرسه شون به گوشم رسید. و کمتر از چند ثانیه جمعیت حجیمی از دختران سورمه ای پوش بیرون ریختند. سنگینی نگاه هایی رو روی خودم حس میکردم که هراز گاهی باهم درگوشی پچ پچ میکردن… اما بی توجه به اونا از همون فاصله نگاهم فقط زوم یه نفر بود…
قسمتی از داستان رز سفید رز سیاه :
بالای پل هوایی ایستاده بودیم و از اون بالا عبور ماشین ها رو تماشا میکردیم. نازنین چرخید و کمرش رو به نرده تکیه داد و توی سکوت دست به سینه به تماشای من پرداخت. از نگاه خیرهش خندم گرفت سرمو به معنای چیشده تکون دادم. -مصطفى؟ -جون دلم؟ انگشت اشارهش روی لپش گذاشت و
با حالت متفکری پرسید: میگم چرا به حوری گفتی اول تو ابراز علاقه کردی و من قبول نکردم؟! نمیدونم چرا یک دفعه یاد حرف اون روز حوری افتاد حقیقتا دلم نمیخواست راجع به اون شب و اتفاقاتی که بین من و نازنین افتاد به کسی توضیحی بدم! حتى الانم دلم نمیخواست به خودش توضیح
بدم که چرا به حوری اونطوری گفتم. البته به خودم که دروغ نمیتونم بگم آره دلم میخواست پیش حوری بگم که اون منو نخواسته حتی دوست نداشتم پیش خواهرخودم ذرهای عزت نفسش پایین بیاد. لپش رو کشیدم و گفتم: ذهنت زیاد درگیر حرفا حوری نکن خواسته یه دستی بزنه و از زیر زبونت حرف
بکشه لبخندی به روم پاشیدو خداروشکر زیاد پیگیر این بحث نشد. دوقدم عقب گرد کردم و منم مثل اون کمرمو به نرده رو به روش تکیه دادم حالا دقیقا روبه رو هم قرار گرفته بودیم -تا همین چندوقت پیش یه شبایی از درد تنهایی زیر پتو گریه میکردم. از نظر بقیه همه چی داشتم اما هیشکی از دلم خبر نداشت …