دانلود رمان اپسیلون از گیسو خزان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 3967
خلاصه رمان :
حامی رییس یه شرکت گردشگری هواییه و شادلی یه اشپز رستوران هر دو در یک مهمانی شرکت میکنن شادلی به عنوان اشپز و حامی مهمان زمانی که در حال خودشون نیستن اتفاقی باهم میخوابن ک موجب بارداری شادلی میشه شادلی قبل اینکه حامی ببینتش از مهمونی میره ولی چند ماه بعد که میفهمه…
قسمتی از داستان اپسیلون:
چشمام و بستم و دستام و تو هم مچاله کردم. هر لحظه منتظر شنیدن داد و فریاد بعدیش یا پرت شدن یه چیزی از سر عصبانیت به سمت خودم بودم یا حتی بیرون کردنم از اتاقش به شکل فیزیکی ولی… بازم تو سکوت فرو رفت و باعث شد از اون حالت دفاعی در بیام و متحیر و مبهوت زل
بزنم بهش… درست مثل نگاه خیره خودش با این تفاوت که حتی به تعجب کوچیک هم نمی تونستی تو اون چشمای غرق شده تو خون ببینی. -چند سالته تو؟ لبم و از داخل گاز گرفتم بالاخره رسید اون لحظه ای که باید شاهد این نگاه های مغرورانه و از بالا به پایین میبودم. نگاهی که از کارمنداش
ندیدم و حالا خودش. به عمیق ترین و تاثیر گذارترین شکل ممکن داشت روم پیاده اش می کرد. نمیدونستم دلیل این سوالش چیه… ولی به امید اینکه فایده ای داشته باشه برای فروکش کردن عصبانیتش… آروم لب زدم: بیست و یک. پوزخند صدادارش خاری که تا اینجای کار فقط نوکش توی
قلبم فرو رفته بود و بیشتر به داخل هل داد و من چشمام جمع شد از دردی که تو قفسه سینه ام پیچید: خیلی خنده داره.. میدونی چی؟ تو صورتم زل زد و مصر بود که جواب بگیره… وضعیت بدی بود و من دلم فرار کردن میخواست ولی برای روشن شدن تكليفم موندم و سرم و به معنی …