هدف من از آرایه ی این کتاب و کتاب هایی که در همین زمینه در آینده چاپ خواهد شد، جمع آوری و نگهداری پاره ای از باورها و اعتقادات عامه ی مردم است که ریشه در فرهنگ این سرزمین دارد. |
در روزگاری نچندان دور، هنگامی که هنوز از برق، ماشین، رادیو، تلویزیون و سینما خبری نبود، به محض فرا رسیدن غروب، کارها تعطیل می شد. مغازه دارها دکان هایشان را می بستند؛ کارگرها و کشاورزان دست از کار می کشیدند. هر کس هر شغلی داشت، تعطیل می کرد تا قبل از تاریک شدن هوا نزد خانواده اش باشد.
در این اوقات، زن های خانه دار به جنب و جوش بیشتری می پرداختند. در عین حال که پایی به مطبخ داشتند و اجاق گلی و دیگ و دیگچه های مسی را می پاییدند که غذا بارشان بود، فتیله ی فانوسها و لمپاها و گردسوزها را پاک می کردند؛ شیشه ی چراغ ها را دستمال می کشیدند و آماده می شدند به استقبال شب بروند.
شبانگاه، پس از صرف شام، اعضاء خانواده دور هم جمع می شدند، یا به شب نشینی می رفتند، شب نشینی ها در شب های طولانی زمستان رونق بیشتری
. بحث در باره علت پیدایش این افسانه ها در این مختصر نمی گنجد. در مجلدات بعدی هرگاه….