دانلود رمان رخنه از نگار رازقندی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، معمایی، صحنه دار
تعداد صفحات : 1913
خلاصه رمان:
امیر حافظ یه مرد پر نفوذ و قدرتمند که ازش هر خلافی بر میاد و این دلیل بر این میشه که نیکی همسرش که تازه یک بچه یک ساله هم دارن از هم طلاق بگیرن اما حافظ به نیکی اجازه نمیده بچش رو ببینه مگر این که هر بار …
قسمتی از داستان رخنه:
صدای رکسی از نوی ماشین که پارس میکرد منو ترسوند اما نه به اندازه حضور امیر حافظ. باید با هم حرف بزنیم. به نگهبان ها اشاره کرد که درب رو ببندند و رو بهم گفت: بشین توی ماشین حرف میزنیم. این پا و اون پا کردم و در نهایت گفتم: من تو ماشین نمیشینم. اخم کرد و به داخل ماشینش
نگاه انداخت و با رکسی به زبان دستوری حرف زد. _برو عقب پسرم! سگش براش به اندازه پسرش ارزش داشت و قبلا هم همینجوری صداش میزد. -خب بیا وقت ندارم سمت ماشینش رفتم و با اینکه میدونستم هنوز سگه توی ماشینه اما جرعت به خرج دادم و صندلی جلو نشستم. -اومدی بین یه مشت نَر
که چی بشه؟ قرار میذاشتی توی آفیس همو ببینیم. نفسمو کلافه بیرون دادم. –واجب بود! بعدش هم تو دیگه مالکیت روی من نداری که امر و نهی کنی کجا برم نگاهش به ساعتش انداخت و با انگشت اشاره کرد. –برو سر اصل مطلب، اومدی باز جیغ و داد کنی؟ کیفمو بغل گرفتم. –چرا نذاشتی بچهمو
ببینم؟ سوالی نگاهم کرد. _من کی نذاشتم تو بچه رو ببینی؟ پام هیسترییک وار از فشار عصبانیت شروع به لرزیدن کرد. _اون پرستار کوتوله بهم گفت حق ندارم آوا رو ببینم چون تو بهش دستور دادی… پوزخندی زد و عینک دودیشو به چشمش زد. _اره خب من بهش گفتم! اما شرطمون یادت نرفته که…