دانلود رمان میراث از نگار رازقندی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری، انتقامی
تعداد صفحات : ۱۵۰۱
خلاصه رمان:
دختری داغ دیده از مرگ عشقش با جنینی از وجودیت مردش به سانی که حتی اجازه عزاداری را به او نمیدهند مجبور است سر خم کند در مقابل رسومات خانواده پیرو حرف ریش سفید ایل تبارش به عقد برادر شوهر سرد و خشکی در بیاید که در زندگی از تنها کسی که متنفر است دخترک داستانمان است. حامی: به چشم دیدم نفرت انگیز ترین زن زندگیم ام را، حال که بیوه مرده برادرم است وقت انتقام است حال که قرار است به عقد خودم در بیاید زمان تاوان پس دادن است تاوان دوری و سختی هایی که من کشیدم …
قسمتی از داستان میراث :
با صدای خسته ای کنار گوشم چشم باز کردم: بلند شو ماهور، نیم ساعت دیگه باید راه بیوفتیم! نگاهم به چهره خواب آلود و موهای ژولیدش افتاد. شبیه پسر بچه هایی که دلشون نمیخواست سر صبح برن مدرسه شده بود. -الان بلند میشم سری تکون داد و از تخت پایین اومد؛ طبق عادت یک راست
راهی حموم شد و من هم لباسش رو آماده کردم. بعد از گذشت چند دقیقه حامی بالاخره اومد و همون لباس هایی ک براش گذاشتم رو پوشیده بود. سعی کردم خیلی لفتش ندم و در عرض چند دقیقه آماده شدم و لباس گرمی پوشیدم. چون شکمم بزرگ شده بود دکمه پالتوم به هم نمیرسید و همین
باعث خنده حامی شد. -مطعنی دو قلو نیست؟ اخمی کردم و دست به کمر گفتم: تا حالا چند تا زایمان داشتی که تجربت بالاس؟ خنده ای شبیه به قهقه زد که دست و دلم برای چند ثانيه لرزید. -تا دلت بخواد. لبخندم کش اومد و خواستم چمدون رو بردارم که حامی پسم زد. -این همه درس خوندی
هنوز نمیدونی زن حامله نباید بار سنگین حرکت بده؟ سری تکون دادم که اخم کرد و خودش چمدون رو برداشت. تا جلوی درب اومدو چمدون رو کنارم گذاشت. -تا تو کفش هات رو بپوشی من میام. دوباره خودش به داخل برگشت. بند کتونی هام رو بستم و چند ثانیه بعد حامی با نایلون مشکی …