علمی که در آن بحث از حقایق اشیاء و علل و اسباب واقعی آنها می شود حکمت و فلسفه نامیده می شود و این نامی بسیار مناسب و بجاست، زیرا حکمت یعنی حکم عقل، و فلسفه یعنی علت شناسی، و چون انسان علت چیزی را شناخت و به موجودیت و واقعیت آن حکم نمود او را فیلسوف می نامند چنانکه حکما در تعریف حکمت و فلسفه گفته اند. «الفلسفه هی العلم باحوال أعیان الموجودات على ما هی علیها بقدر الطاقه البشریه». یعنی فلسفه عبارت است از علم به احوال اعیان موجودات یعنی علم به ماهیت و حقیقت اشیاء همان طور که در واقع وحقیقت هستند به مقدار طاقت و استعداد بشر.
من نمی دانم که آغاز فکر و اندیشه فلسفی در آفرینش و شگفتیهای آشکار و پنهان آن کی و از کجا بوده و نخستین انسان متفکر چه کسی بوده است. حکما و فلاسفه اسلام معتقدند که حکمت ودیعه انبیاست و نخستین معلم حکمت پیامبران بوده اند. چنانکه معتقدند که آغاذاثیمون که یکی از اعاظم حکما است، همان شیث نبی بوده و در بعضی تواریخ آمده است که در الواحی که بر ادریس نبی نازل شد، اصول اولیه کلیه علوم ثبت شده بود، و آن حضرت شاگردانی داشت که علوم و معارف مندرجه در آن الواح را به آنها می آموخت. و نیز آیه «و علم آدم الأسماء کلها» (سوره بقره، ۳۱) شاهد صحت این مطلب است زیرا اسم هر چیزی حاکی از مقام ذات و حقیقت اوست و خدا بدین ترتیب علم به حقیقت و هویت هر چیزی را به آدم آموخت. و این مطلب از نظر علمی و فلسفی مورد تأیید است، زیرا حقیقت حکمت عبارت است از علم به علل و اسباب فاعلی و غایی و صوری و مادی اشیاء، و درک ذات و گوهر موجودات بدان گونه که در عالم واقع و حقیقت می باشند….