دانلود رمان هزار و یک شب عشق از ر_اعتمادی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، قدیمی
تعداد صفحات : ۱۱۱
خلاصه رمان:
دختر جوان بیست و چهار ساله ای، با چهره ای بیضی و پوستی سپید، بلند قامت، کفش سپید ورزشی در پا و کیف لوازم تنیس بر دوش، جلو یک ساختمان بلند هجده طبقه در شمال شهر، لحظه ای مکث کرد. نگاهی به آخرین طبقهی ساختمان انداخت که با سنگ های تزئینی به رنگ “بژ” در چشم رهگذران جلوه می فروخت …
قسمتی از داستان هزار و یک شب عشق :
شب هنگام در خنکای مطبوع بهاری، تینا دختر آقای روشنایی خسته از گفتگوی طولانی و پیشنهاد هزار و یک شبی پدر پشت پنجره نشسته و از شیشه شفاف اتاق خوابش به آسمان پر ستاره شمال شهر خیره شده بود. بهار نازک شده و از درز شیشه پنجره به اتاق راه کشیده بود تا چهره زیبای دختر بلند
قامت آقای روشنایی را ترو تازه کند و با عطر خوشش غصه های دلش را از سینه بیرون کشد تینا مثل همه جوانان همسن و سالش خالی از رویاهای جوانی نبود، اغلب هنگام تفکر به زندگی مخصوصا زمانی که به اعماق دل حساسش فرو می رفت سودا زده و رویایی میشد، زمین زیر پایش خالی میشد
و با پاهای برهنه و بلندش روی چهره گرد و مدور ستاره ها انقدر این سو و ان سو میدوید گه دچار خلسه ای ناشناخته میشد روز صفحه ستاره ای دراز میکشید و به ارامی اشک میریخت. رویاهای جوانان چقدر شیرین و نازک است همه چیز همانطور که دلشان می خواهد خمیری و نرمند و به هر
شکلی که میخواهند در میآورند بی آن که صدای مخالفی بشنوند و مدعی راه را بر آنها سد کند اما تا کی میتوان در میان ستاره ها به تنهایی راه رفت پرواز کرد و آوازهای خوش عاشقی سر داد… زمین نه رویایی است و نه صاف و نرم، پر از پستی و بلندی است خارزاری بیی پایان و مرداب هایی پر از …