دانلود رمان قلب عاشق از فرزانه صغری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۱۰۰
خلاصه رمان:
مثل همیشه وقتی از دانشگاه بیرون میامدیم یک راست به طرف کافی شاپی که نزدیک دانشگاه بود میرفتیم و با خوردن یک قهوه و گفتمان کوتاه، انرژی دوباره میگرفتیم و به طرف خونه میآمدیم. این کار تقریبا برای من و ماهرخ یک عادت شده بود چون با خوردن اون …
قسمتی از داستان قلب عاشق :
وقتی به در خانه ماهرخ رسیدم جمعیت زیادی آنجا جمع شده بود و در همان زمان صدای آژیر ماشین پلیس به گوشم رسید در میان جمعیت حمید را که غرق در خون بود دیدم در جای خودم میخکوب شدم. پلیس دستبندی به دستش زد و او را سوار ماشین کرد آمبولانسی به در خانه رسید به سرعت از
داخل ماشین چهار نفر با در دست داشتن دو برانکارد وارد جمعیت شدند بعد از لحظه ای هر دو برانکارد به طرف ماشین آمدند. برانکارد اول پیکر خونین سعید و برانکارد دوم زنی را که احتمالاً مادر سعید بود را حمل می.کرد با عجله سوار آمبولانس کردند و از آنجا دور شدند. بیچاره سعید غرق در
خون بود. تمام این صحنه ها مانند کابوسی از جلوی دیدگانم گذشت و در ذهنم حک شد آرزو میکردم واقعاً خواب باشم و با بیدار شدنم همه را فراموش کنم ولی این صحنه ها همه واقعی بودند. در آن چند دقیقه ای که در فکر بودم همه چیز تمام شد و جمعیت هر یک به طرفی میرفتند و میگفتند
بیچاره جوونه مردم رو کشتن. این حرف ها هر کدام کوه مصیبتی بود که بر سرم خراب میشد و من که طاقت این ضربه ها را نداشتم پس از چند قدمی از حال رفتم. وقتی چشم باز کردم خانمی را دیدم که با یک لیوان آب قند سرم را در دامن گرفته و با مهربانی میگفت: عزیزم بخور تا حالت جا بیاد …