دانلود رمان تو مال من نیستی از نگین حبیبی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۷۱۶
خلاصه رمان:
این داستان، داستان زندگی دختریست حریص! توی یه فروشگاه کار میکنه و میخواد صاحب فروشگاه رو تیغ بزنه، اما تو دام عشقش میافته! ولی همهچیز به همین راحتی نیست. مانعهای بزرگی دارن …
قسمتی از داستان تو مال من نیستی :
از فروشگاه زدم بیرون همزمان ارسلان با ماشین از پارکینگ در اومد. از کنارم رد شد و رفت سمت خیابون. داشتم میرفتم سمت خیابون که دیدم دنده عقب گرفت. کنارم که رسید گفت: سوار شین میرسونمتون. من که میخواستم باهاش صحبت کنم ولی بهتر بود یکم تعارف میکردم بعله! -زحمت میشه.
ارسلان: نه بابا این چه حرفیه… مسیرمون که یکیه. درو باز کردم و خواستم سوار شم که ماشین آرش پیچید جلوی در پارکینگ. از آینه بغلش نگاهم کرد سریع نگاهمو گرفتم و نشستم تو ماشین ارسلان که آرشو دیده بود بوقی براش زد و حرکت کرد. ارسلان: خب باالهه حرف زدین؟ -آره یکم خجالت میکشه.
اما قبول کرد. نفسشو محکم داد بیرون: خداروشکر.. گوشیش زنگ خورد. نگاهی به صفحه گوشی انداخت و هنذفری رو داخل گوشش انداخت. -جانم آرش؟ -… ارسلان: اوکی ساعت چند؟ -… ارسلان: من میرم خونه یه استراحتی بکنم. ساعت ۷ اونجام. خداحافظی کردو قطع کرد جلوی خونه که رسیدیم
تشکر کردم و پیاده شدم. وارد خونه که شدم متوجه تدارک دیدن خاله شدم. -سلام مهمون داریم خاله؟ خاله: سلام خاله آره امشب خونواده آقای فدایی رو دعوت کردیم. آهانی گفتم و در حالی که دکمه مانتومو باز میکردم رفتم سمت اتاق آقا و خانوم فدایی اومدن و بعد شام مشغول گپ و گفت شدن…