رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی

در شب با صبا بزاری، رازی نهفته گفتم در ستایش حافظ
فردا حدیث عشتم چون روز برملا شد
اسما شنیده ام زسماء آبد وینین اسم واسمان ‘ درهر کسی زمعنی نامش نشان نهند
. هر کسی از سفره گسترده رنگین عمر خرده نگرش بهره ای خوش بر دومارا بهره جز حسرت نبود
و سروشی دی بگوشم گفت: دیگر دیدار فرخ در ری ا ترا فردا سعادت رونماید
ابن زبزدکی شنیده ام که ندیمی سحر، با بامداد ر
کنت به مسعودی، آن مؤید وسالار – ۱۷۸
ی قطعه برای احمد شهنار ای احمد شه احمد شه احمد شهنا
ای روینو گل بوی توکل خوری ترکدار ۔ ۱۸۱
و تازگیها دل امید شده است تازگی ها
:
نقی نشو بچه ننگی که مېرې
سبز من ریحانه آن لولی که چون خواندغزل دریا و غدیر ساز من سهل ستذیبدجنگ ناهیدش رسیل – ۱۸۷
مات بودم به ارمغان به مثل

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 107 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.