دانلود رمان منی دیگر از red_rose کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی، غمگین
تعداد صفحات : ۲۴۹
خلاصه رمان:
یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود دختری بود، چش عسلی، پیرهن پر… ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت، زندگیش قشنگ نبود. میون باغ دلش، گل های رنگارنگ نبود. پدرش پدر نبود، سهمش از زندگی جز، روزای دربه در نبود، روزی از همین روزا، روزای خوب خدا، یکی اومد در خونشون رو زد، درو وا کرد و نگاهش به ته کوچه رسید. خود خوشبختی رو دید، گل حسرت تو دلش خشکید و خشکید … (پایان خوش)
قسمتی از داستان منی دیگر :
به اطرافم نگاه کردم اتاق نه متری که نسبتاً تاریک بود. بوی نا، مشامم را اذیت کرد. پنجره کوچکی که نزدیک سقف قرار داشت و با نرده های فلزی زنگ زده محصور شده بود گوشه ای خزیدم و توی تنهایم جمع شدم. یادم افتاد. یادآوری ها دلم را می سوزاند. اتاق ۹ متری کوچک خانه مان و مأمن من
و مامان اتاق کوچک و مرتب تمام دنیای کوچکم بود. و وای از روزی که دنیایت کوچک باشد و آرزوهایت بزرگ آن وقت است که خیال پردازی می کنی. شب ها با رویا ی خوابی و در نهایت هر چه تلاش میکنی بیشتر از رویا فراتر نمیروی. به زن میان سال گوشه بازداشتگاه نگاهی انداختم خواب خواب
بود چه بیخیال انگارنه انگار که کجا خوابیده است! به موکت های طوسی که از چرک و کثیفی چسبناک شده بودند خیره شدم زانوهایم را بغل گرفتم و به حرفای سرهنگ فکر کردم. باید ثابت میکردم که بی گناهم راه دومی که سرهنگ صحبت میکرد چه بود؟ نای فکر کردن نداشتم دوست داشتم جایی
خلوت دور از زنی که چند قدمیم خوابیده بود و هر از گاهی خرناس می کشید بیخیال دراز بکشم. تمام دیوارها پر بود از نوشته خط های کج و معوجی که معلوم نبود برای چه کشیده شده اند. مثلاً پشت آن قلب با تیر وسط قلبش که دیوار را شکافته بود چه تفکر بدیعی نشسته بود!؟ این کثیفی های …