دانلود رمان لوطاهور از سارا رایگان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : ۱۴۷۳
خلاصه رمان:
روایت متفاوتی از عشق… از عشق در آیین یهودیت تا عشق در اسلام و باید و نبایدهایش… در این داستان یک خوانندهی معروف و جوان یهودی ساکن آلمان، راوی عشق ممنوعه خود است و راوی دیگر داستان یوسف و آرشام هستند. دو برادر ایرانی با دنیایی تفاوت در ظاهر و باطن، اما در یک چیز مشترک… هر دو دلباختهی دخترعمویشان، پناه زیبا و معصوم هستند اما عموی پناه او را برای کدام پسر خواستگاری میکند و کدام یک برای رسیدن به پناه تا مرز جنون پیش میروند؟
قسمتی از داستان لوطاهور :
چشم گرفت از جلو و برای چند ثانیه به من داد. _خیلی خیلی خوشگل شدی با وجود تو کی به من نگاه میکنه دیگه؟ لب پایینم را به نیش کشیدم تا لبخند بیچشم و رویم پهن نشود. -این دیگه تعریف نیست. اغراق.. تو خوب بلدی با کلمات بازی کنی آرشام خان. تن صدایش هم میخندید انگار که از هر
کلمه ای که به زبان میآورد لذت خاصی میبرد. _من مهندس گشته ام راه دلت پیدا کنم ورنه با یک شغل ساده میشود خورد و نمرد. با صدای بلند زدم زیر خنده. _این دیگه خیلی زیادی بود من به آرشامی که از این حرف ها بزنه عادت ندارم کاش بقیه بودن و تو رو این شکلی میدیدن. چشمانش جدی
شد و تارهای نازک اخم تنید روی پیشانی بلندش. -برای تو کم هم هست قرار نیست هیچکس دیگه ای من رو اونطوری که با تو هستم ببینه تو زن منی، اما بقیه چی؟ چه لزومی داره من توی جمع یا با هر کسی به غیر از تو همچین رفتاری بکنم؟ عاشقانه های یک مرد فقط مختص زنشه. زل میزنم به سه
رخاش و در دلم قربان صدقه میروم ابروهای مشکی اش را و اخم های مردانه اش را. _آرشام میخوامت به اندازه ای که ابر بارون رو. ماشین جلوی رستوران توقف کرد قبل از اینکه قصد کنم به پیاده شدن با دستانش صورتم را قاب گرفت و خودش را کامل تحویل نگاهم داد: پناه من برای اینکه لایق تو بشم …