رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی

وین مرغکان خسته سنگین بال باز آمده از آن سر دنیاها وین قایق رسیده هم اکنون باز باروکشان از آن سر در باها…
هرگز دگر حبابی ازین امواج شبهای پر ستاره رؤیا رنگی بر ماسه های سرد ، نبیند من چون جان ترا به سینه فشارم تنگی
حتی نسیم نیز به بوی تو کز زخم های کهنه زداید گرد ، دیگر نشایدم بفریبد باز با باز آشنا کندم با درد …

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 103 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.