دانلود رمان دایره دوستی از اَبی جیمینز کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، خارجی
تعداد صفحات : ۷۰۶
خلاصه رمان:
برنامه ریزیهای ازدواج دوست صمیمیاش برای کریستن حسی تلخ و شیرین در بر دارد. مخصوصاً وقتی با بهترین مرد دنیا جاش کاپلند آشنا میشود. او بامزه و جذاب است و هیچوقت هم کنایههای همیشگی کریستن به او برنمیخورد و همیشه هم برای گرسنگیهای کریستن یک مرغ اِنچیلادا آماده دارد. حتی سگ کریستن، استانتمن مایک هم او را میپرستد. تنها مشکل این است که جاش یک روزی خانوادهای بزرگ می خواهد. کریستن میداند که او بهتر است با زن دیگری باشد، ولی همانطور که کشش بینشان ریشه میداوند، دور نگه داشتن او از خودش، برایش سختتر و سختتر میشود…
قسمتی از داستان دایره دوستی :
دو روز بعد از آن تصادف جزئیای که با هم داشتیم زنگ در خانه کریستن را به صدا درآوردم از آن سمت در سگش شروع کرد به پارس کردن. تازه شيفتم تمام شده بود و یک کوه لوازم ساخت و ساز را گذاشته بودم پشت تراکم برندون به من اجازه داد برای برداشتن ابزار آلات برقی اش به گاراژش
یورش ببرم خدا را شکر که این شغل موقتی بود و لازم نبود از این خرت و پرت ها بخرم. کریستن در را باز کرد؛ یک ربدو شامبر صورتی تنش بود و ماسک جلبک سبز روی صورتش داشت. -هی بیا داخل. استانتمن مایک به ساق پایم آویزان شد؛ دستم را دراز کردم که نوازشش کنم اما کریستن متوقفم
کرد. -نکن گاز میگیره. بهش یادآوری کردم: ما قبلاً همدیگه رو دیدیم توی ایستگاه که بودیم. بهم اجازه داد بغلش کنم. زیر لبی گفت در مورد مالکیت من نسبت به خودش یه کم به مشکل برخورده و حافظه اش هم توی مغزی که به اندازهی یه بادوم زمینیه ذخیره شده یه چند دقیقه صبر کن که آروم تر
بشه؛ اونموقع امن تره! رو به پایین به آن توپ پشمالو خیره شدم غُرغری کرد و دمش را تکان داد. کریستن را در جهت ورود به خانه دنبال کردم و تا وقتی حواسش نبود، استانتمن را نوازش کردم یک کوه جعبه پستی فدکس کنار در خانه انبار شده بود. میز وسط مبل هم با دسته کاغذهایی که به دقت …