بدان که اختلاف مردم در مذاهب و اعتقاداتشان همان اختلافی است که در خویها همتها و اراده ها و رنگها و زبانهایشان وجود دارد. همچنان که به ندرت می توان در کس را یافت که بر یک صورت و بر یک ریخت و یک همت باشند، همچنین است وجود در کس که بر یک عقیده و یک رأی باشند. اگر چه یک آیین، جهانی از مردم را یگانگی می بخشد اما آرا و همتها، ایشان را دسته دسته می کند، به جز آن طوایف مقلد. چرا که هماهنگیی که ایشان مدعی آن هستند خود ادعایی است که به هنگام باز جست، حقیقت ندارد.
و ما اینک به یاد کرد ادیان روی زمین، بر سبیل اختصار، می پردازیم و از خداوند یاری می خواهیم و چنین می گوییم که انسان خردمند از سه حال بیرون نیست: یا عقیده ای بر حق دارد یا بر باطل یا مردد است و شک دارد. هیچ شخص با تمیزی از این سه حال که یاد کردیم بیرون نخواهد بود و اگر چنین باشد خرد وی زیان دیده و او را نباید در شمار مخاطبان قرار داد. و سزاوار نیست که کسی در شک و دو دلی بماند، چرا که شک حاصل نادانی است و نتیجه برابری علتها که نتوانسته چیزی را حق بشمارد یا باطل کند. همچنان که جایز نیست که در یک حال و یک زمان، هم دلیل بر وجود چیزی باشد و هم بر عدمش و با آمدن علم، جهل زایل می شود و آنچه در آن شک شده است یا دانسته خواهد شد یا مجهول خواهد ماند. و بدین گونه مقام شک از میان می رود. همین، پس از این روی مردمان به هر حال یا دیانت گونه ای دارند یا بر روی هم قایل به تعطیل هستند……