دانلود رمان در چشم من طلوع کن از اعظم طیاری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی
تعداد صفحات : 488
خلاصه رمان :
غزاله زنی زیبا که با همسر و فرزندش در کرمان زندگی میکند بخاطر عروسی خواهر شوهر برای اولین بار به تنهایی راهی شیراز میشود ولی با توطئه یک قاچاقچی، موادمخدر جاسازی شده در وسایل او توسط پلیس کشف و او به زندان میافتد با این که در تمام مراحل بازجویی که توسط سروان کیان زاد مهر، غزاله به بیگناهی خود اصرار میورزد ولی بازجو بدون دلیل نمیتواند او را آزاد کند و غزاله به زندان میافتد و شوهرش پس از مدتی با تحریک خانواده اش او را طلاق میدهد و مادر غزاله از غصه دخترش میمیرد و غزاله دچار افسرگی و بیماری های روحی و جسمانی شدید میشود و …
قسمتی از داستان در چشم من طلوع کن:
شب بدی را گذراند. شبی که تلخی آن هزار بار تلخ تر از نوشیدن زهر بود. دوری از فرزند و افکار پریشان او را وادار ساخت تا دمیدن سپیده صبح و طلوع آفتاب چشم به پنجره کوچک زندان موقتش بدوزد فکر میکرد خدا را فقط میتواند بالای سرش در پهنای آسمان پر ستاره ببیند، از ورای پنجره
چشم به تک ستاره درخشان آسمان شب دوخت و با پروردگار به راز و نیاز پرداخت. او بیش از ناامیدی، حیران و سرگشته بود چنان غافلگیر شده بود که به هیچ عنوان قادر به درک موقعیت خطیرش نبود بیشتر حال بیمار تب داری را داشت که در انتظار ويزيت پزشك معالجش به سر میبرد. بالاخره
ساعت ۷ صبح این انتظار طولانی به سر رسید و پرتوی و شمعی بار دیگر به سراغش رفتند. شمعی خشک و بی انعطاف نشان میداد، دستبند نفرت انگیز آهنی را بالا آورد و به مچش قفل کرد. احساس حقارت غزاله را سر به زیر ساخت. بی کلام به دنبال شمعی به راه افتاد و آرام و مغموم داخل اتومبیل
نشست. ساعتی بعد در راهروی دادگاه انقلاب، در انتظار ورود به دفتر قاضی و صدور رای از جانب او، در التهاب بود. روی نیمکت فلزی احساس راحتی نمیکرد و مدام جابه جا میشد در حالی که گونه هایش از شرم نگاه های کنجکاو هر لحظه گلگون تر میشد و جرئت سر بالا کردن را نداشت. وقتی …