میگویند معرفت به رسالت آبستن است به این معنی که وقتی انسان به معرفتی دست یافت فورا احساس می کند که وظیفه رسالتی برایش تولید گردیده است و دلش می خواهد حاصل آن معرفت را به دیگران نیز برساند و اطرافیان را از آن نعمت و عطیه نصیبی بخشد. به عقیده من لذت نیز همانا حکم معرفت را دارد به این معنی که انسان وقتی از چیزی لذت یافت دلش می خواهد دیگران را در آن شریک سازد و به همین تظر است که گفته اند رغم با بیان بکاهد و لذت شود زیاد، یعنی اگر غم خود را با باران در میان نهیم از شدتش می کاهد و اگر از لذت خود با دیگران سخن برانیم برکیفیت آن می افزاید.