دانلود رمان رنگ سال از moon منتظری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، کلکلی
تعداد صفحات : 1784
خلاصه رمان:
تابان امیری که استعداد عجیب و خارقالعادهای تو طراحی_لباس داره، طی اتفاقی پاش به بهترین برند طراحی کشور باز میشه بی خبر از رئیس_بداخلاق و جدی که تو شرکت براش کمین کرده و از هر راهی برای بیرون کردنش استفاده میکنه اما تابان که سعی داره راز مهم زندگیش رو از همه پنهان کنه تو همین درگیریها عاشق میشه و راز مهم زندگیش فاش میشه که اتفاقی میافته و مجبور به …
قسمتی از داستان رنگ سال:
روی تنها نیمکت خالی نشسته و غرق در فکر بودم، سه روز به قول بهار از آن روز شوم میگذرد و من دست از پا درازتر راه حلی برای به دست آوردن طرح هایم نیافتم. تنها حسی که در این چند روز در من جاریست این است که دستی دستی کار پیدا کردن را به بخش نمیشهی مغزم منتقل کنم. شبی که
بالاخره آن طرح های هیجانی را قلم زدم، چقدر مطمئن بودم که اگر استاد تقی زاده نگاهی به آن ها بیاندازد میتواند برای به دست آوردن کار در یک شرکت دستم را بگیرد اما حالا چه؟ تمام آمال و آرزویم به باد هوا رفت. ای خدا لعنتت کند مردک مزخرف! د آن وقت زمان سر بردن به آن ماسماسک آخرین
مدل بود؟… بهار: بگو چیشد؟ کنارم نشسته بود و من آنچنان غرق، که حتی متوجه نشستنش هم نشدم. _چیشده؟ بهار: زنگ زدم بردیا گفت عصر میرسم. _شاید بردیا نتونه کمکم کنه. بهار: ببین باید تو اون برگه ها یه چیز مهمی باشه که ما ازش سر در نیوردیم. _خانم تابان امیری؟ سر به سمت صدا
گرداندم که با دیدن آن مردک هم متعجب، هم میشد گفت شادمان گشتم! با خوشحالی به سمتش حرکت کردم و سلام دادم! -سلام خانم من معذرت میخوام که اون اتفاق باعث شد به تعداد برگه از شما ناخواسته همراه من بشه. -نه خواهش میکنم بالاخره منم دخیل بودم. هرچند تمام نقشه های ذهنیم را…