رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان دروازه جهنم

رمان دروازه جهنم اثر پونه سعیدی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

من سال‌ها تنهایي رو انتخاب کردم تا نه باعثِ مرگ کسی باشم  و نه بانیِ عذابِ بشریت …. ترجیح دادم تنهایی عذاب بکشم و شومی سرنوشتم رو به دوش بکشم ، اما همیشه عذاب راه جدیدی برای رسیدن بهت پیدا می‌کنه!… توجه: این رمانِ کوتاه ، در واقع یه اسپِین‌آف[Spin_off] از رمان کوازار هست ک مربوط به وقایع قبل از ماجرای سه‌گانه کوازاره!!

خلاصه‌ رمان دروازه جهنم

لعنت بهت پسر این مدت خیلی گند زدم فکر میکردم با اخم من با لحن خشکم با نگاه سردم از من دور میشه…. اما آرزو خیلی عمیق تر بود… اون انگار همیشه منو از پشت نقابم میدید آرزو منتظر برگشت سمتم و کلافه رفت داخل آشپزخونه… نگاهی به زخم دستم که در حال بسته شدن بود انداختم و کلافه گفتم: «آره کابینت کنار یخچال در رو بستم و به سمت آرزو .رفتم باید زودتر دستم رو می بست قبل از اینکه شاهد بسته شدن زخم دستم باشه و اوضاع از اینکه هست هم خرابتر بشه آرزو تازه کابینت کنار یخچال رو باز کرده بود که پشت سرش ایستادم

از بالای سرش دست دراز کردم جعبه کمک های اولیه ای که هرگز استفاده نشده بود رو بیرون آوردم و گذاشتم رو .اوپن این نزدیکی به لطافت آرزو داشت حالمو واقعا خراب میکرد درگیر حسهای متضاد بودم نمیخوام آسیب ببينه اما… اما وجودم بیتاب بیشتر داشتنشه…. کلافه گفتم: «فقط یه بانداژ کنی کافیه میخوام برم بیمارستان» سر تکون داد در حالی که جعبه رو باز میکرد گفت: «من میتونم ببرمت بیمارستان بدون مکث گفتم : «نه ممنون!» نگاهم کرد و گفت «چرا» فرزاد؟ تو همیشه بخاطر من اون همه زحمت افتادی چرا نمیذاری منم در حد توانم…

يهو سکوت کرد نگاهش رو بازوم ثابت شد و لب زد: «خدای من زخم دستت بسته شده! به بازوم نگاه کردم زخم دستم زودتر از انتظارم جمع شده بود. نفسم رو کلافه بیرون .دادم به صورت شوکه آرزو نگاه کردم که متعجب گفت: «چطوری؟!» دستش رو روی جای محو شده زخم دستم کشید و دوباره نگاهم کرد. دیگه چاره ای نداشتم به قدم عقب رفتم و :گفتم بهتره بری آرزو بودنت نزدیک به من خیلی خطرناکه!» تو نگاهش شوک و ناباوری بود اما خبری از وحشت نبود اومد سمتم و گفت: « منظورت چیه؟» نگاهم تو چشم هاش .چرخید درک نمیکردم چرا مونده بود؟ عصبی گفتم من اون چیزی نیستم که میبینی…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
من سال‌ها تنهایي رو انتخاب کردم تا نه باعثِ مرگ کسی باشم  و نه بانیِ عذابِ بشریت .... ترجیح دادم تنهایی عذاب بکشم و شومی سرنوشتم رو به دوش بکشم ، اما همیشه عذاب راه جدیدی برای رسیدن بهت پیدا می‌کنه!... توجه: این رمانِ کوتاه ، در واقع یه اسپِین‌آف[Spin_off] از رمان کوازار هست ک مربوط به وقایع قبل از ماجرای سه‌گانه کوازاره!!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دروازه جهنم
  • ژانر
    عاشقانه، تخیلی، ترسناک، ماجراجویی، انتقامی، فانتزی
  • نویسنده
    پونه سعیدی
  • صفحات
    31
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 936 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.