دانلود رمان ماه خون (جلد اول) از پونه سعیدی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی، فانتزی، معمایی، ماجراجویی
تعداد صفحات : ۱۰۵۹
خلاصه رمان:
داستان در دهكده اي كوچيك در شمال ايران اتفاق ميافته. دهكده اي در محدوده كوه بيكي (بيكي به معني چنگال گرگ) دهكده اي كه طبق خرافات هر بيست و پنج سال زيبا ترين دختران روستا ناپديدي ميشن و بعد از ۳ ماه برميگردن… بدون اينكه چيزي به خاطر داشته باشن و بدون اينكه ديگه… ماه خون، داستان تي تي (به معني شكوفه) دختري 17 ساله در اين روستاست …
قسمتی از داستان ماه خون :
اون شب تا بخوابیم فقط بحث گرگ و دزدیدن مریم بود. بابا و چند نفر دیگه قرار شد فردا برن تو جنگل دنبال گرگ. منم باز باید خونه میموندم و جایی نمیرفتم. صبح مثل همیشه ۷ بیدار شدمو رفتم سمت آشپزخونه. هوا تازه روشن شده بود و از بارون دیشب کل حیاط و جنگل تازه بود. اگه هر
شرایط دیگه ای بود تا آب جوش بیاد میرفتم تو جنگل قدم میزدم اما الان نه الان یه ترسی تو وجودم بود که نمیذاشت از جلو سماور تكون بخورم. بعد صبحانه بابا اینا رفتن و من برگشتم تو خونه. با مجله و کتابای قدیمی خودمو سرگرم کردم تا ساعت ۱۰ شد باید نهار دست میکردم. از پشت پنجره
جنگلو بررسی کردم که حس کردم دوباره همون پسرو دیدم درست همونجای دیروزی.. روسریمو برداشتمو سر کردم سریع رفتم بیرون و کفشمو پوشیدم آروم و قدم زنان داشت رد میشد که داد زدم: آهای… تو کی هستی؟ حتی برنگشت سمت صدام. -هی.. آقا.. با توام.. بدون توجه به صدای من مسیرشو
از کنار حیاط گرفته بود و میرفت داخل جنگل. ترسیدم پشت سرش برم اما از حرص جواب ندادن بهم یه تیکه چوب خشکیده از رو زمین گرفتمو پرت کرد سمتش. تیکه چوب به کتفش برخورد کردو یهو ایستاد بلاخره برگشت سمتم. اول نگاهم کرد اما بعد به اطراف نگاه کرد انگار دنبال چیزی بود …