دانلود رمان راز مانا از پونه سعیدی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی، فانتزی، ماجراجویی، معمایی
تعداد صفحات : ۸۶۱
خلاصه رمان:
هانی، دختری که با ارتباط گرفتن افراد مشکل داره، متوجه میشه نامزدش بهش خیانت کرده! درست تو همین شبی که فکر میکنه زندگیش سیاه شده، مردی رو میبینه که سال هاست میشناسه! البته تو خواب! مردی که ادعا میکنه هانی عادی نیست و اون رو با خودش به یه گروه جدید میبره، گروه جدید، خانواده جدید! قدرت های جدید و… عشق و خطرات جدید… این داستان یه عاشقانه راز آلود از دنیای جادو و انسان های متفاوته…
قسمتی از داستان راز مانا :
“هانی راوی داستان” نور سفید چشم هام رو میسوزوند آروم چشم هامو باز کردم یه سوزش تو دست چپم حس کردم نمیفهمیدم کجام امیر رو سمت چپم دیدم که رو یه صندلی خوابش برده. همه چیز تو ذهنم پیدا شد. بغضی تو گلوم نشست. یاد بحثمون افتادم. کاش هيچ اتفاقی نیافتاده بود.
این یه سال گذشته حالم ردتر بود. همش تو سرم صدا بود، همش خواب میدیدم. روانشناسم دز آرامبخش ها رو بیشتر کرد اما باز هم همون خوابهای همیشگی… همش تو تخیلاتم بودم خوب معلومه اینجوری میشه.. امیر..! کی باورش میشه ۵ سال گذشته، امیر راس میگه. از اول هدفش معلوم بود.
ازم خواستگاری کرد. من بودم که همیشه درگیر تصمیم گیری بودم. الان بعد ۵ سال میتونم بگم نه؟ اصلا میخوام بگم نه؟ شاید نخوام بگم نه، اما مسلما جوابم بله هم نیست انگار تو یه خواب زندگی میکنم هر لحظه فکر میکنم ممکنه بیدار شم شاید واقعا باید برم پیش یه روانپزشک دیگه شاید واقعا
دیوونم. صدایی گفت: دیوونه نیستی هانی.. فقط گم شدی… آره همیشه فکر میکنم گم شدم و اینجا جای من نیست. یهو یخ شدم خدای من این صدای کی بود با ترس از جام بلند شدم و به اطراف نگاه کردم. این ثدا آشنا بود.. احساس کردم یه نفر پشتمه. یواش سرم رو چرخوندم اولین چیزی که دیدم ….