دانلود رمان بیراهه از لیلی تکمیلی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۲۴۶
خلاصه رمان:
هوای گرم و شرجی بندرگاه نفس را تنگ میکرد و بر پوست های آفتاب سوخته و عریان آدمیان داغ مینشاند. صیادان در گروه های چندنفری سوار بر بلم دل خلیج را شکافته و تورهای خود را به درون آب میافکندند. پسر جوان خسته و ناامید بر شن های ساحل نشسته و زانوانش را بغل گرفته و به رقص قایق ها در تلاطم امواج مینگریست …
قسمتی از داستان بیراهه :
با هر کلامی که از دهان عادل بیرون میآمد، کلثوم به آرامی اشک از چشمان میزدود، عادل زخم میزد و آصف را به ناسزا بسته بود عاقبت كلثوم طاقتش طاق شد: بسیه دیگه کا آصف دیشو به خونه برنگشته، اَی بلایی سرش اومده باشه مو چه گلی به سر بگیرم؟ این حرف عادل را نگران کرد ولی خود را
از تک و تا نینداخت: بچه سه ساله نیس که نگرانش باشی اَی قراره هرروز تن این آبادیه بلرزونه همو بهتر که بره گورشه گم کنه. کلثوم برخاست و رو در روی برادر بزرگتری قرار گرفت که آن روی ناتنی اش همواره جلوهی بیشتری داشت: تو سی خاطر یکی دیگه برادرکشی میکنی؟ -برادرکشی کدومه؟ فقط
میخوام ادبش کنم، خو اون یکی دیگه هم عزیز ننه بوآشه نه؟! -بذار خوشون حق خوشونه بگیرن ما چرا به روی خودی خنجر بکشیم؟ تازه او آصف ننه مرده هم حقی داره نه؟ چی از جون بدبختش میخین خو؟ عادل قدمی به خشم پیش گذاشت و فریاد حمایتگرانه پدرش را نیز از درون رختخواب
همراه داشت: بی حیا دهنته ببند لابد پس فردا تو هم ادعای حق و حقوقت میشه نه؟؟ کلثوم با صدایی که از فرط گریه می لرزید رو به پدر علیل و پر توقعش کرد: اگه مو بگم به هر کورو کچلی که شما پسندش کنین شوهر میکُنم شما دست از سر کاکای ننه مردهم برمیدارید؟ عادل با عصبانیت برخاست …