دانلود رمان عذاب دوست داشتن از شقایق لامعی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۰۱
خلاصه رمان:
نه فقط عشقت، تو خودت هم “ممنوعه”بودي! ماندنت، خواستنت، داشتنت، همه و همه “ممنوعه” بودند! “شيرين “من بودم، گفته بودي “فرهاد”ميشوي، تيشه به دست ميگيري، “بيستون “ميشكافي، گفته بودي… و “فقط “گفته بودي …! و من در گير و دار گفتن هايت بود، كه فهميدم “فرهاد ” تو نبودي، ديگري بود! آرامشِ تو از جنس “عذاب ” بود و عذابِ او، از جنس ” دوست داشتن ” …
قسمتی از داستان عذاب دوست داشتن :
عصر جمعه بود و همه اعضای خانواده در سالن پایین جمع بودیم و عصرونه میخوردیم. دو روز دیگه فرجه ها تموم میشد و اولین امتحانم رو داشتم امتحانهای سیما تموم شده بود و سیمین بیشتر از قبل استرس کنکورش و داشت مدام ساعت رو نگاه میکرد تا نیم ساعت وقت استراحتش دیرتر
تموم شه. مشغول نوشیدن چای بودم که سامان غیر منتظره گفت: بریم شهر بازی… هیچ کس هم حق نه گفتن نداره!! من که دلم ضعف رفت اما منتظر موندم ببینم نظر بقیه چیه سیما که پرید بالا.. سحر هم موافقت کرد سیمین اما گفت راه نداره و سامان هم گفت اگه نیاد ماهم نمیریم! بالاخره با اصرارهای
بقیه رضایت داد که امشب رو درس نخونه و استراحت کنه. سامان رو بهم پرسید: موافقی دیگه شیرین؟ بریم؟ من هم موافقتم و اعلام کردم و قرار شد نیم ساعت دیگه حرکت کنیم سریع به اتاق رفتم. تیپ اسپرتی زدم و کمی هم آرایش کردم. ذوق زده بودم به خاطر نداشتم که تا حالا تفریح
خانوادگی داشته باشم بچه که با آقا بودم جون نهایتا منو میبرد پارک محلی سر خیابون! به پایین که برگشتم فقط سامان آماده شده بود عزیز پیشم اومد و سیب پوست گرفته ای رو به سمتم گرفت و گفت: بخور مادر..تو رو خدا مراقب خودت باشیا سامان مادر مراقبش باشی ها. -مراقبيم عزیز…