رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان جان پناه و کارداجین (دو جلد در یک فایل) از ندا اسکندری رمان رایگان

رمان جان پناه و کارداجین (دو جلد در یک فایل) از ندا اسکندری با لینک مستقیم

دانلود رمان جان پناه و کارداجین (دو جلد در یک فایل) از ندا اسکندری کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی

تعداد صفحات : ۲۶۳۷

خلاصه رمان:

خام با خود خیال می‌کردم برای فرار از مهلکه  برای گریز از بخت شوم، وقت دارم! ولی خیال باطلی بود، امید عبثی بود، وقت نداشتم! حریف حساب شده عمل کرده بود و این را زمانی دریافتم که پدرم از در تو آمد. کی خبرش کرده بودند را ندانستم ولی حسی به من می‌گفت همه چیز به چهل و هشت ساعت پیش و ملاقاتی برمی‌گشت که به وداع ختم شده بود! نمی‌دانم چرا در آن وانفسا در دستش به دنبال ساطور می‌گشتم، ساطور نداشت ولی کمربند که داشت! لاغر مردنی بود، استخوانی، ترکه ‌ای ولی به وقتش از پسم برمی ‌آمد …

قسمتی از داستان جان پناه و کارداجین :

زمانی به او رسید که از دروازه هم رد شده و پشت رل نشسته بود؛ حتی به خود و جنین در بطنش مجال این را نداد که نفسی تازه کنند و آسیمه سر عرض کوچه‌ی باریک را رد کرد و از کنار جوانک‌ هایی که بالای چهار پایه ایستاده بودند به سیاه پوش کردن دیوار نیز رد

شد و خودش را به اتومبیل اویی رساند که عزم رفتن داشت. به نفس نفس افتاده بود و تمام جانش به عرق نشسته و گره روسری ابریشمی روی سرش هم شل شده بود و موهایش بیرون افتاده بود؛ گره را محکم کرد و بی درنگ از در سمت شاگرد سوار شد. دستی به

شکم گردش کشید، پس از لختی سکوت خطاب به او که به شور و شوق جوانک هایی که سرشان بهم گرم بود خیره خیره می نگریست؛ گفت: کجا می‌خواستی بری حالا؟! -هر جا غیر اینجا.. یه جا که نخوام ریختشو بینم چنگی به گونه ای پر و گوشتی اش زد و پنجه اش

را روی شاسی فشرد و در طرفت العینی شیشه دودی بالا رفت؛ بیم این داشت که یکی از اهل محل شنونده‌ی بحث میانشان باشد. -هیش نگو خدا قهرش می‌گیره… آقا داداشم قربون سرت برم… تو بیا بریم تو یه گل گاو زبون بدم بهت آتیشت بخوابه‌. هوفی کرد؛ آتشی که …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
خام با خود خیال می‌کردم برای فرار از مهلکه  برای گریز از بخت شوم، وقت دارم! ولی خیال باطلی بود، امید عبثی بود، وقت نداشتم! حریف حساب شده عمل کرده بود و این را زمانی دریافتم که پدرم از در تو آمد. کی خبرش کرده بودند را ندانستم ولی حسی به من می‌گفت همه چیز به چهل و هشت ساعت پیش و ملاقاتی برمی‌گشت که به وداع ختم شده بود! نمی‌دانم چرا در آن وانفسا در دستش به دنبال ساطور می‌گشتم، ساطور نداشت ولی کمربند که داشت! لاغر مردنی بود، استخوانی، ترکه ‌ای ولی به وقتش از پسم برمی ‌آمد ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جان پناه و کارداجین
  • ژانر
    عاشقانه، انتقامی
  • نویسنده
    ندا اسکندری
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    ۲۶۳۷
خرید کتاب
29,900 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,336 بازدید
  • 29,900 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.