دانلود رمان خشم سرد از مشیانه کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۰۹
خلاصه رمان:
حامد قرار بود جای همهی نداشته هامو پر کنه، جای برادرش محمد رو… قرار بود هوای عشق برادرش از سرم بیفته ولی من از خودش بریدم چون عشق هیچ وقت از دل آدم نمیره. اما این معنیش نبود که خائن من بودم. یه نفر زودتر جای منو تو قلب حامد پر کرده بود. یه نفر زندگیشو روی آوار زندگی من ساخته بود. حالا من میرفتم تا خودمو از نو بسازم…
قسمتی از داستان خشم سرد :
من این مردو چهار سال قبل گم نکرده بودم… من خودمو گم کرده بودم خود نورا رو! دستامو به دهنم رسوندم و صدای گریه هامو پشتش خفه کردم… به دور شدنش نگاه کردم به حیاط رفت و صدای گریه های من بین صدای مهدی احمدوند گم شد. بین تاری اشکام دیدمش که شام پخش شده روی
زمین رو جمع کنه… کی باعث شد منو ول کنه اونم زمانی که فکر میکردیم متعلق به همیم. چهار سال تموم باور کردم می تونم بدون اون خوشبخت باشم و حالا همه چیز برعکس شده بود همه چیز زیادی داغون بود. زیادی توی هم گره خورده بودیم. از روی مبل بلند شدم نگاهش سمتم کشیده شد و من
تن سنگینمو از پله ها بالا کشیدم وقتی پامو گذاشتم توی اتاق گوشیم خودشو کشته بود شماره مامان بود. برای بار هزارم به خودم اعتراف کردم اینجا اومدنم اشتباه بود. گلومو صاف کردم و انگشتمو روی گزینه سبز کشیدم خودمو آماده کردم مامان گیر بده به صدام… گیر بده به این که چرا امروز
برنگشتم خونه.. گیر بده به همه چیز اما نداد!! حتى وقتی گفتم به جای هتل خونه دوستمم نپرسید خونه کدوم دوستم! گریمو یادم رفت یادم رفت که با یه مرد توی یه خونه ام که به طرز وحشتناکی خودمم بهش کشش دارم… یادم رفت که برادرش حامد قرار بوده برام خبر بیاره که منتظرش بمونم اما …