دانلود رمان آقای فرشته از نساء کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری
تعداد صفحات : 2361
خلاصه رمان :
چکاوک دختری روستایی که به اجبار پدرش مجبوره صیغه ی یک پیرمرد ۷۰ ساله بشه و درصورتی که بچش پسر باشه پایبند اون زندگی بشه و به عقد اون پیرمرد در بیاد ولی تو لحظه ی اخر شخصی وارد زندگیش میشه و دنیاشو زیر و رو میکنه… صدرا خواننده و شکارچی معروفی که تازه همسرشو از دست داده و برای فرار از ازدواج با خواهر زنش ستاره، چکاوک رو به عقد خودش درمیاره و …
قسمتی از داستان آقای فرشته:
زمان از دستش در رفته بود… روی زمین سرد دراز کشیده بود و فقط اشک می ریخت و ناله می کرد… بدنش بی حس شده بود و قدرت تکان خوردن نداشت. پس مرگ این گونه بود!!! چه مرگ دردناکی. بی بی همیشه دعا می کرد خدا به او مرگی اسان بدهد. نه با درد و رنج و مریضی. خدا دعای
بی بی را مستجاب کرد. آن شبی بی بی بعد از بافتن موهایش ارام خوابید و دیگر بیدار نشد را به خوبی به یاد داشت. شبی را که برای بار دوم بی مادر شد. آن شب هم مانند امشب سرد بود و بی رحم.. لبریز از اشک و اه… ان ساعت ها هم خیلی درد داشت… وقتی که کنار جسد مادر بزرگش اشک میریخت
لگدی که همسر پدرش به پهلویش کوبید هم خیلی درد داشت … درد ناک تر از جسمش جگرش بود که با ان حرف جزغاله شد. هوی دختر کم زر زر کن به خاطر این پیری … بهتر که ُمرد همه از شرش راحت شدن فردا صبح کل ابادی می ریزن اینجا بزار دوساعت بخوابیم. سر مرگ عزیز ترینش هق هقش
را درون بالشت خفه کرد اما موقع مرگ خود که می توانست ازاد باشد. با صدای بلند گریه کرد فریاد زد جیغ کشید دلش انگار زیادی خون بود که با هیچ کاری ارام و قرار نداشت. از زمین و زمان گله کرد از خدایش بیشتر از همه دلگیر بود… چرا جانش را نمیگرفت؟؟ مگر چیز زیادی از او خواسته بود …