دانلود رمان جادوگران رانده شده از فاطمه تاجیکی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی
تعداد صفحات : ۱۵۶
خلاصه رمان:
داستانی که از یک رازی پنهان شروع شد، داستانی که سرانجامش عشق است. عشقی ناب که در یک نگاه آغاز میشود. از قدیم گفتن نرسیدن به مشعوق شیرین است! ولی دل دختر قصه بی تاب عشق. داستانی که هورزاد رو به دل خطر میبره و هیجاناتی تجربه میکنه و اما …
قسمتی از داستان جادوگران رانده شده :
پشت درخت که روبه روی ورودی رستوران بود ایستاده بودم نمیدونم چقدر خیره بودم به در ورودی که آنا دست توی دست حامد زد بیرون با دلتنگی شدید بهش خیره شدم عزیزم خیلی خانوم شده بود ولی چاق شده بود هرکی نمیشناختش با دیدن شکم گرد کوچیکش فکر میکرد حامله است. متوجه
پشت سرش شدم هیراد که نسبت به قبل خیلی لاغر تر شده بود، دنبالشون می اومد اونم تنها رو به روی ماشین دویست شیش سفید رنگی ایستادن تقریبا چند قدم با من فاصله داشتن و من پشت درخت بودم به دور و برم نگاه کردم کسی نبود خلوت بود. از پشت درخت اومدم بیرون اروم به
سمتشون قدم برداشتم حواسشون بهم نبود. اول انا بهم نیم نگاهی انداخت بعد سرش و به طرف هیراد برگردوند بعد از چند ثانیه سریع نگاه ام کرد. انا “هورداد ” لبخندی زدم پا تند کردم طرفش هیراد و حامدم متوجه ام شدن با تعجب نگاهم میکردن دستامو از هم باز کردم و انا رو توی اغوش کشیدم
هق هق انا بلند شدو گفت: هورداد کجا بودی دلمون تنگ شده بود بی وفا با لحن غمگینی گفتم: میفهمی عزیز جونم منم دلتنگت بودم. هیراد: باورم نمیشه هورداد؟ این چه طرز لباس پوشیدنه! از آغوش انا بیرون اومدمو گفتم: اول سوار ماشین بشیم توضیح میدم اینجوری که نمیتونم چیزی بگم خب …