دانلود رمان همراز روزهای تنهایی از فاطمه مفتخر کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۸۹
خلاصه رمان:
همراز، دختری شمالیست که دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه تهران است بخاطر استعداد و خلاقیتش به سفارش استادش در یک شرکت مدلینگ معروف در ترکیه پذیرفته میشود، این آغاز راهیست برای همراز که به دیدار علیرام، نامزد سابق …
قسمتی از داستان همراز روزهای تنهایی :
با خوشحالی به سوی ما در گام برداشتم و در آغوشش فرو رفتم. صورتش را غرق بوسه میکنم دلم برایش زیادی تنگ شده است. از آغوشش بیرون میایم و همتا مرا در آغوش میگیرد و من حس میکنم دلتنگی که نسبت به پدر داشتم کم رنگ تر شده. چون همتا و پدر دو نیمهی یک سیب بودند.
همتا: دلم برات تنگ شده بود فسقلی. منم، جان خواهر منم دلم تنگ شده است، تنگ تو تنگ مادر، تنگ برادرانه های ایمان، تنگ خانه، تنگ این شهر، تنگ این هوا، تنگ دریا و.. تنگ پدری که دیگر تا همیشه نیست… پدری که شش ماه است که رفته، شش ماه است ما را تنها گذاشته و سیاه پوش خود کرده و
چه کسی میگوید این درد درمان دارد؟ این زخم تا همیشه تازه باقی خواهد ماند و پدر جایش تا همیشه در این خانه خالی میماند اخ پدر ای کاش بودی تا در اغوشت غرق میشدم و تو سرم را میبوسیدی! دلم تنگ است انقدر که بغضم می شکند و اشک هایم ارام جاری شوند و نتوانم حرف بزنم و
همتا مرا سفت تر در آغوش خود هل کند؟ و من دلم زیادی تنگ است. میدانند اشک هایم اشک های دلتنگی است چیزی نمیگویند تا من در اغوش همتا خالی شوم در آغوش خواهری که عجیب بوی پدر میداد آخر همتا علاوه بر قیافهاش اخلاق و منشش هم مانند پدر بود! همانند پدر شاد مهربان، نترس بود!