دانلود رمان نیم نگاه از فاطمه مفتخر کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۷۰۶
خلاصه رمان:
دختر قصه کافه داره و خیلی شیطون و شاده. پسر داستان اما خیلی جدی و مذهبیه! این دختر، پسره رو به زور سوار موتور میکنه، میبرتش برف بازی، کله پاچه به خوردش میده، مجبورش میکنه نصف شبی از دیوار بالا بره.. دست تقدیر باعث میشه این دوتا آدم که هیچ شباهتی به هم ندارن، با هم رو به رو بشن و… داستان آقا سید و این دخترک شیطونمون به کجا ختم میشه؟! چی میشه که این پسرِ مذهبی عاشق این دختر میشه؟
قسمتی از داستان نیم نگاه :
بیشتر خاطراتم اینجا نقش بسته بود، کنار عزیز و صدرا. چند نفر در خانهی مادربزرگشان اتاق اختصاصی داشتند؟ من حتى اكثر وسایلم هم اینجا در این اتاق خواب بود. اینجا بودن کنار عزیز و صدرا، اصلا بد نبود، اما بعضی چیزها میشوند عقده و میچسبند تنگِ دلِ بی صاحاب آدم و آن وقت هست که
میگویی: ای كاش! من هم عقده داشتم عقده روزهای کودکی ای که کم کنار مادر و پدرم گذشت… عقده روزهای کودکی ای که بدون مادرم گذشت و تمام سهمم از او خلاصه شد در نصف شبهایی که در آغوشش میخزیدم. من هیچوقت مادرم را بخاطر اینکه درگیر درس و کار بود سرزنش نمیکردم حتی
او را تحسین میکنم که برای اهدافش جنگید، یک زن هیچ وقت نباید فکر کند چون مادر شده، باید از آرزوهایش دست بکشد! اما مادرم هیچوقت نتوانست بين شغل و مادر بودنش تعادل داشته باشد و این شد عقده چسبیده به جانم! مادرم همیشه سعی میکرد تا جای ممکن خانه را مرتب نگه دارد،
برایمان غذا درست کند، هیچوقت جلسه های مدرسه را از یاد نمیبرد، اگر خودش نمیآمد، حتما پدر را میفرستاد اما دلم میخواست در کودکی بیشتر موهایم را شانه کند و ببافد، بعد از ظهرهایی که از مدرسه میآمدم خانه بود و برایش از اتفاقات در مدرسه حرف میزدم، دوست داشتم خریدهایی که …