دانلود رمان مردی میشناسم از راز س (#شاهتوت) کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 448
خلاصه رمان :
مستانه غرقه تو نوجوانیش… مثل تمام دخترهای کرهی خاکی مرد برای اون یعنی پدر قهرمانش و چه بهتر که مردی رو انتخاب کنه که شباهت زیادی به پدرش داره و میتونه مثل پدرش قهرمان باشه و در عین حال مرد زندگیش …
قسمتی از داستان مردی میشناسم:
خود را روی تخت انداخت و چشم بست از تصویر تمام شب لبخند زد… وقتی کنار طاهر روی صندلی های سالن نشست و به خواننده چشم دوخت. وقتی از هیجان حضور خواننده مورد علاقه اش فریاد کشید طاهر خندید و جلوی فریادش را نگرفت. پدرش همیشه در این حال در برابرش میایستاد و
تاکید میکرد: آروم زشته.. مستانه رعایت کن دخترم. اعتراف کرد امشب به اندازه تمام روزهای زندگی اش خوش گذشته بود لبخند روی لبهایش جان گرفت و با ذوق چرخید از دیدن خواننده مورد علاقهش ذوق کرده بود ولی هرگز اجازه نمی داد به کنسرت خواننده مورد علاقهاش برود در تمام زندگیش
دوبار به کنسرت رفته بود که بار اول بخاطر تولد شراره و به دعوت شعله بودو دومین بار بعداز کلی اصرار به ولی توانسته بود هزینه خرید بلیط کنسرت را بگیرد و با شراره همراه شود اما خواننده مورد علاقه اش نبود. امشب اما برای اولین بار توانسته بود جایی باشد که دوست دارد پاهایش را روی تخت
کوبید و از ذوق سر در بالشت فرو برد. در بیرون از اتاق ولی نگاهش را به طاهر دوخته بود:نباید میبردیش کنسرت. طاهر از امروز و اتفاقاتش راضی بود خوشحال بود که توانسته مستانه را خوشحال کند. پا روی پا انداخت: چرا؟ -یازده ساله لیلا نیست طاهر.. من تنهایی دارم با مستانه سر و کله میزنم …