دانلود رمان گناه از نیلوفر کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : 1209
خلاصه رمان:
داستان درمورد سرگذشت یه دختر مثبت و آرومی به اسم پرواست که یه نامزد مذهبی به اسم سعید داره پروا توی یه سوپر مارکت کار میکنه بعد از فوت پدر مادرش با دوتا خواهراش و شوهر خواهرش عماد زندگی میکنه سرنوشت برای پروا جوری رقم میخوره که مجبور به فرار از خونه میشه و با بدنام ترین و بد کاره ترین دختر شهر همخونه میشه و …
قسمتی از داستان گناه:
کیسه های خریدو به سمت پسری که داشت منو آنالیز میکرد گرفتمو کلافه گفتم: میشه ۵۴ تومن…قابل نداره! پسر لبخندی کنج لبش نشوند و کارتشو سمتم گرفت! کارتو بدون اینکه دستم با دستش تماس پیدا کنه از دستش کشیدمو با جدیت گفتم: رمزتون؟ نیشخند مرموزی زد: ۸۵ زیر چشمی با غضب
بهش چشم دوختم: خب؟ خندیدو ادامه داد: دو صفر! رمز رو زدمو کارت و رسید رو سمتش گرفتم: خوش اومدین! در حالی که هنوز نگاهش روی من میچرخید از مغازه بیرون رفت! با بیرون رفتن پسر از مغازه نفس راحتی کشیدمو سر جام نشستم… با دیدن سعید که از دور با اخم غلیظی به
سمت مغازه میاد از جا بلند شدمو با ذوق گفتم: سعید! دستی به ته ریشش کشید و نفسشو صدا دار بیرون فرستاد! رگ های پیشونیش برجسته شده بود! -چیزی شده؟ با مشتش کوبید توی میز: کی بود اون پسره؟ با ناباوری گفتم: ی… یعنی چی کی بود؟ ولوم صداشو بال برد و از لی دندون های به هم
ساییدش گفت: پروا منو سگ نکن گفتم کی بود اون مرتیکه؟ کلافه گفتم: سعید یعنی چی کی بود مشتری بود دیگه اومده بود خرید کنه! صورت سعید از خشم به قرمزی میرفت، برای بار دوم کوبید توی میز: غلط کرد اومده خرید کنه.. بره سوپر مارکت محله خودش خرید کنه… به دک و پز این بیشرف…