دانلود رمان آدمکش از هاله بخت یار کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی
تعداد صفحات : 1155
خلاصه رمان:
ساینا فتاح، بعد از مرگ مشکوک پدرش و پیدا نشدن مجرم توسط پلیس، به بهانه خارج درس خوندن از خونه بیرون میزنه و تبدیل میشه به یکی از موادفروشهای لات تهران! دختری که شبهاش رو تو خونه تیمی صبح میکنه تا بالاخره رد قاتل رو میزنه… سورن سلطانی! مرد جوان و بانفوذی که ساینا قصد داره عاشقش کنه و بعد… بکشدش…
قسمتی از داستان آدمکش:
صدای بلند آهنگ عربی آن هم وسط عمارت، باعث شد تک خنده ای کند: به نفعتونه گزینش تا قبل از رسیدن منصور تموم شه! اگه بیاد ببینه وسط عمارتش دارن عربی میرقصن اتفاق های خوبی نمیافته… محافظ همانطور که پشت سرش حرکت میکرد جواب داد: نگران نباشید قربان. تا چند لحظه
دیگه تمومه. سورن هر دو دستش را در جیب شلوارش فرو بردو درست لحظه ای قبل از کج کردن راهش سمت در خروج عمارت، چشمش از در نیمه باز سالن گزینش به دختری وسط پیست رقص افتاد و ایستاد. موهای بلند و موج دارش، با هر حرکتش تکان میخورد و ماهرانه به کمر باریکش تاب میداد.
ترکیب رژ سرخ و چشمان خاکستریاش، عجیب جذابش کرده بود و درست لحظه ای که نگاهش اتفاقی به سورن افتاد، محافظ قدمی نزدیکش شد و گفت: قربان… هواپیما تا چند دقیقه دیگه میشینه. دختر بی توجه به سورن، روبرگرداند و به ادامهی رقصش پرداخت و سورن بی اراده هر دو دستش
را محکم مشت کرد و چشم برداشت بریم… تیراندازی حرفه ای، رقص حرفه ای تر! سورن باید گستاخی را هم به لیست مهارت های او اضافه می کرد… چشمش، روی زنی چرخید که با عشوه دست دور بازوی پدرش انداخت و خودش را نزدیک تر کرد: خیلی خوش گذشت منصور… حیف که خیلی خوابم میاد…