دانلود رمان آینه های خونین از مهنا کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اکشن، معمایی، پلیسی، هیجانی
تعداد صفحات : ۲۳۶۰
خلاصه رمان:
بارت مددی، آخرین بازماندهی مافیا قاچاق که توانست از حصار پلیسها فرار کند و خدمتکار خنگش را هم بتواند از دست دشمنانش حفظ کند! حالا او به دنبال انتقام از کسانی است که موجبات از دست دادن قدرتش را فراهم کردهاند. اما غافل از نفوذیی که…
قسمتی از داستان آینه های خونین :
او مثل همیشه بدون آن که به کسی یا چیزی توجه ای کند. وارد سالن شد. همان طور که گرهی کراواتش شل بود و کت بلندش روی ساعد دست چپش تاب میخورد سمت اتاقش رفت. ساعت یک نیمه شب بود یعنی تا به این ساعت شامش را خورده؟ لیلی حدود بیست دقیقه بعد از ورودش رو به روی
در اتاقش ایستاده بود تا بپرسد شام را برایش سرو کند یا نه هنوز به در تقه ای نزده بود که باز شد. بارت در حالی که تمام دکمه های پیراهنش باز و آن گردنبند نقره لعنتی هم برخلاف باقی دفعات، کامل نمایان بود؛ با شلوار پارچه ای به رنگ آبی نفتی ،سیر، بدون اهمیت جلوی لیلی ایستاد. دستی لابه لای
موهای به هم ریخته اش برد و سؤالی و دست به سینه لیلی را نگاه کرد. پس هنوز لباس هایش را هم عوض نکرده بود. بعد از کمی سکوت پرسید: ام… شام بیارم؟ _نه. لیلی کمی پاهایش را جابه جا کرد و بی تفاوت از لحن خنثی بارت ادامه داد: امروز دو نفر اومده بودن با شما کار داشتن. بارت همان
طور که خسته شقیقه اش را ماساژ داد پرسید: کیا؟ _ما دو نفر رو میگه جناب مددی. لیلی بدون این که گرد شدن چشم هایش دست خودش باشند سمت سامی و میترا برگشت. آن دو کی بالا آمدند که او نفهمید؟ سامی جلوتر آمد و با بارت مردانه دست داد اما میترا از همان دور با لبخند سری تکان داد …