دانلود رمان تبسم مرگ از سرو زمانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی، جنایی
تعداد صفحات : ۱۴۲۵
خلاصه رمان:
زمانی نیروانا و کیان یکدیگر را عاشقانه میپرستیدند، اما نشد که آن دو ما شوند، حالا نیروانا برگشته غافل از اینکه کیان نامزد دارد، کیان هم از نیروانا تنها یک چیز میخواهد و بس، این وسط هم بخاطر تهدیدهایی که نیروانا میشود کیان مجبور است که بار دیگر برای او نقش حامی را بازی کند، یک اجبار شیرین …
قسمتی از داستان تبسم مرگ :
چشم هایش را گشود، نگاهی به اطرافش انداخت، اتاق های سفید دست پاچه اش میکردند. به نفیسه که سرش را روی تخت گذاشته بود خیره شد. قطره اشکی از چشمانش چکید. بدن اشکان با آن پیچ و تاب وحشتناکش و خونی که از سرش جاری بود یک لحظه هم از جلوی چشمانش کنار نمیرفت.
لعنت به او ای کاش زودتر به او تذکر میداد، شاید الان اشکان زنده بود. دلش نمیخواست با هیچکس سخنی بگویید. پا قدمش همیشه نحس بود. نباید به ایران بر میگشت. نفیسه کنارش تکانی خورد. چشمان پر از اشک نیروانا را دید. -خوبی نیروانا جون؟ -چطور میتونم خوب باشم وقتی اشکان دیگه
نیست. به هق هق افتاده بود نفیسه هول شده تمام وقایعی که از پیدا شدن آن دو گذشته بود را بدون سانسور روی دایره ریخت. -اشکان زندس اگرچه الان توی کماست درصد هوشیاریش هم… خب با اون همه الکل که مصرف کرده بود پایین تر هم اومده. نیروانا اشک هایش را پاک کرد و خدارا از
ته دل شکر گفت حداقل نمرده بود اشکان زنده بود. -نمیدونی دختر چه حالی شدیم اول کیان متوجه غیبت طولانی تو شد چون هر کدوم تو حال خودمون بودیم. شیوا و مرسده که رفته بودن ارایششون رو تجدید کنن منم داشتم با گوشیم بازی میکردم کیان اول پیداتون کرد. نمیدونی چه هواری میکشید …