دانلود رمان برگ زیتون از سارا جمشیدیان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، صحنه دار
تعداد صفحات : 1451
خلاصه رمان :
نگار زنی جوان که بعد از مرگ شوهرش مجبور میشه برای حضانت دخترش، صیغهی برادر شوهری بشه که مشکل داره و… در این بین برادر سومی وجود داره که قبلا نگار رو اذیت و آزار کرده…
قسمتی از داستان برگ زیتون:
آریو بیرون رفت و منم بعد از این که لباسای خودم رو عوض کردم نیاز رو همونطور خواب پوشک و لباس تمیز پوشوندم و با برداشتن ساکش از اتاق بیرون رفتم. نگاه آریو روی چادر سیاهی تنم بی حرف پایین و بالا شد. بی حرف پایین و بالا شد. نیاز و ساکش رو از دستم گرفت و خونه رو به مقصد
رستورانش ترک کردیم. آریو پشت فرمون که نشست نیاز رو دستم داد و پشت اولین چراغ قرمز پرسیدم: میخوای به همه بگی زن صیغه کردی؟ نیم نگاهی بهم انداخت و لب زد: مشکلی داری تو؟ مشکل که داشتم اما سعی کردم بی تفاوت خودمو نشون بدم. شونه.ای بالا انداختم و زمزمه کردم نه اما
میخوای چه دلیلی بیاری؟ با خشم نگاهم کرد و غرید: اگه هربار تو کنایه نزنی آب از آب تکون نمیخوره. ناراحت از حرفش سر به زیر انداختم و به چهره غرق خواب نیاز خیره شدم دخترکم خیلی مظلوم ساکت و همیشه هم خواب بود و این نگرانم میکرد. بالاخره به رستوران رسیدیم و آریو از
همون بدو ورود من رو خانومش و نیاز رو هم دخترش معرفی کرد. پرسنلش خیلی خوب و خونگرم با من و نیاز رفتارن و عجیب بود که حرفی راجع به دلارا نمیزدن. آریو از گوشه چشم نگاهم کرد و گفت: تاحالا دلارا رو ندیدن بار اوله که شخصی از زندگی خصوصیم رو میبینن. آهانی گفتم و …