دانلود رمان طرار از فاطمه غفرانی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، طنز، همخونه ای
تعداد صفحات : 4916
خلاصه رمان :
رمان طرار روایتگر دختر تخس، حاضر جواب و جیب بریه که رویای بزرگی داره. فریسای داستان ما، به طور اتفاقی با کیاشا آژمان، پسر مغرور و شیطونی که صاحب رستورانهای زنجیرهای آژمان هم هست آشنا میشه و این شروع یک قصه اس …
قسمتی از داستان طرار:
از فروشگاه بیرون آمد. کارش تمام شده بود. کیف چرمی که حالا در جیب هودیاش بود را لمس کرد. سر بالا گرفت و زیر لب گفت: اینم روزی امروزمون. دستت درست، اوس کریم. ماسکش را کند و داخل جیبش گذاشت. کلاه نقاب دارش را روی سرش گذاشت و کلاه هودیاش را روی آن کشید.
همانطور که زیر لب شعری را برای خودش زمزمه میکرد به طرف در خروجی پاساژ رفت. سختی های زندگی رو نمیشه آسون گرفت/ با حلب پاره نمیشه سقفی توی آسمون گرفت نون بیار کباب ببر اسم یک بازی بود فقط/ تو صف شلوغ فقر حتی نمیشه نون گرفت. غر زد. خدا لقدت کنه فاطیما، اینو
انداختی دهن من بچه. دزد…دزد… بگیرینش… وایسا… رنگ از رخسارش پرید، با احتیاط سرش را برگرداند. مرد کچل و تپلی به سرعت به طرف او میدوید. نچی کرد. کلاهش را پایین تر کشید و دم محکمی گرفت و شروع به دویدن کرد صدای برخورد پاهای سنگین مرد در سکوت پاساژ نیمه
تعطیل میپیچید و صدای فریادش همچنان بلند بود دزده… بگیرینش… شانس با او یار بود که ساعت از دو ظهر گذشته بود و به جز آن فروشگاه بزرگ آخر راهرو، بقیه مغازه ها بسته بودند. تمام انرژیاش را در پاهایش ریخته بود. اگر این مرد با همین فریادهایش در خیابان جار میزد، کارش تمام بود …