رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان چله نشین تاریکی

رمان چله نشین تاریکی اثر فاطمه غفرانی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

داستان در مورد یک دختری به اسم ژرفاست که لیدر تور است و یک آقای ایرانی به اسم شهریار که مدت زیادی خارج از ایران زندگی کرد و مدیریت یکی از معروفترین برندهای جواهر دنیا را به عهده دارد. این آقا با هویت خارجی خودش به نام رابرت هیل می‌آید ایران تا از خانواده پدریش که سال‌ها قبل او و مادرش را خیلی آزار و اذیت کرده‌اند انتقام بگیرد و ژرفا را به عنوان لیدر انتخاب می‌کند و تقریبا دیگه یک جورایی ژرفا می‌شود دست راستش و همه کارهای تو ایران را راه می‌اندازد. بعد یک مدتی هم کم کم …

تکه ای از داستان چله نشین تاریکی

دیشب را به کابوس گذرانده بودم. این شهر و کشور هنوز با من سر ناسازگاری داشت که یک خواب راحت را هم دریغ می‌کرد! کلافه سری به دو طرف تکان دادم که شماره‌اش روی گوشی افتاد. روی تخت نشستم و جواب دادم. صدای پرانرژی اش گوشم را پر کرد. hi locus. Good Morning. Are you ready? -سلام لوكاس صبح به خیر آماده‌ای؟ بی‌حوصله جواب دادم. hi. Yes, I’m ready -(سلام آره آماده ام.) انگار با جواب کوتاهم توی ذوقش خورده بود که کوتاه گفت: جلوی هتل است و بی‌خداحافظی قطع کرد. با تعجب نگاهی به گوشی انداختم و کتم را روی تیشرت سفیدم پوشیدم.

با بلند شدن زنگ گوشی به گمان اینکه ژرفاست آن را از روی تخت برداشتم اما اسم آنا روی آن افتاده بود. جواب دادم و چهره نگران آنا در قاب گوشی نشست. -لوكاس… کمی نگران شدم و ابروهایم بهم نزدیک شدند: چی شده؟ آنا لب گزید و بازدمش را بیرون داد. -م… من امروز توی شرکت شنید که توی ایران اگر تتو داشته باشه بدنت پلیس دستگیر می‌کنه. لب‌هایم را روی هم فشردم و نگاه عاقل اندر سفیهانه‌ای به او انداختم. آنا ادامه داد: یه لحظه نگران شدی و خواستم بگم که بدون کت از هتل بیرون نرید. همانطور که به سمت در خروجی می‌رفتم جمله‌اش را تصحیح کردم: نگران شدم بیرون نری… توی جمله‌های قبلیت هم اشتباه داشتی با لیام فارسی تمرین کنید.

آنا پر حرص گفت: لوكاس… خنده آرامی کردم و به دیوار آسانسور هتل تکیه زدم‌… -آنا من ایرانیم درسته چند سال اینجا نبودم ولی قوانینش رو خوب بلدم که خودمم قربان همین قانون‌ها شدم، کسی که تتو داشته باشه رو نمی‌گیرن یا حداقل من یکی که کل بدنم تتو نیست رو نمی‌گیرن منم اگر کت می‌پوشم برای راحتی خودمه. در آسانسور باز شد و قدمی به سمت بیرون برداشتم.. لبخندم را جمع کردم و با تغییر زبان ادامه دادم: now can I go? Please. (الان من می‌تونم برم؟ لطفا.) آنا لب‌هایش را روی هم فشرد و با تکان دادن سر به بالا و پایین موافقتش را اعلام کرد. بی‌حرف دیگری گوشی را قطع کردم و داخل جیبم انداختم.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
داستان در مورد یک دختری به اسم ژرفاست که لیدر تور است و یک آقای ایرانی به اسم شهریار که مدت زیادی خارج از ایران زندگی کرد و مدیریت یکی از معروفترین برندهای جواهر دنیا را به عهده دارد. این آقا با هویت خارجی خودش به نام رابرت هیل می‌آید ایران تا از خانواده پدریش که سال‌ها قبل او و مادرش را خیلی آزار و اذیت کرده‌اند انتقام بگیرد و ژرفا را به عنوان لیدر انتخاب می‌کند و تقریبا دیگه یک جورایی ژرفا می‌شود دست راستش و همه کارهای تو ایران را راه می‌اندازد. بعد یک مدتی هم کم کم …
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    چله نشین تاریکی
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    فاطمه غفرانی
  • صفحات
    2268
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,637 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.