دانلود رمان اشتباه صحرا از سعیده براز
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات: 1415
خلاصه رمان:
صحرا دختری که برای دیدن دوست مجازیش به بهانهی اردو از خونه اشون به شهر دوستش میره اما وقتی به خونهی دوستش میرسه میفهمه رفته خارج و اون همون جا جلوی در از هوش میره و وقتی به هوش میاد برادر دوستشو بالای سرش میبینه و پیام های تهدید آمیزی از طرف پدرش که میگه دیگه حق برگشت به خونه رو نداره و صحرا میمونه برادر دوستش که بداخلاقه و اونو مثل یه انگل میبینه و …
قسمتی از داستان اشتباه صحرا:
با لرزش گوشی درون جیبم از فکر کردن دست کشیدم؛ با دیدن اسمش لبخند روی لبم نشست… زیر لب زمزمه کردم چیزی نمونده عزیزم… الان همدیگه رو میبینیم دستهی چمدان را به دست دیگرم دادم و به دنبال پلاک خانه شان گشتم؛ همان طور که با یک دست چمدان را به دنبال خود
میکشیدم و گوشی هم در دست دیگرم بود، زنگ خانه شان را زدم و لبخند به لب برایش تایپ کردم. من اومدم پشت درتونم خودت در رو باز کن. اما قبل از اینکه پیام را بفرستم پیام قبلیش را خواندم. منو ببخش ترانه برگشته پیشم داریم با هم میریم فرانسه” نفسم رفت… او رفته بود و حالا من
پشت در خانهی او چه میکردم؟ شوک زده به صفحه گوشی خیره شدم؛ که در به رویم باز شد. با چشمانی پر از اشک به مرد روبه رویم خیره شدم شباهت زیادی به خودش داشت. _بفرمایید با کی کار داشتید؟ خواستم بگویم با برادرت با عشقم لب زدم ولی صدایی از دهانم خارج نشد دوباره به مرد
رو به رویم خیره شدم و بعد به صفحهی گوشی و متنی که برایم فرستاده بود. زانوهایم سست شد و بعد سیاهی و دیگر هیچ… با احساس درد در پاهایم چشمانم را باز کردم؛ با دست مشغول ماساژ دادن پایم شدم… اینجا کجاست؟! در حال بررسی اتاقی که در آن دراز کشیده بودم شدم تا به یاد بیاورم …