دانلود رمان آمیخته به تعصب از رضوانه کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 1643
خلاصه رمان :
شیدا دختریه که در کودکی مامانش با برداشتن اموال پدرش فرار میکنه و اون و برادرش شاهین که چند سالی از شیدا بزرگتره رو رها میکنه. و این اتفاق زندگی شیدا و برادر و پدرش رو خیلی تحت تاثیر قرار میده، پدرش مجبور میشه تن به کار بده، آدم متعصب و عصبی ای میشه و مدام شیدا رو که دختری آروم و بی دردسر بود محدود میکنه. و این محدودیت ها به حدی میرسه که شیدا طغیان میکنه و …
قسمتی از داستان آمیخته به تعصب:
منی که از زمان شناخت خودم هیچ اجازه ای مبنی بر تنها بیرون رفتن و وقت گذراندن با دوستانم را نداشتم باید با این حجم از نداشتن آزادی چه میکردم؟ با ضربه آرامی که فریماه به پهلویم زد از فکر بیرون آمده و سوالی نگاهش کردم که لبخند دلگرم کنندهای به رویم زدو آرام پچ کرد: اگر تو نتونی
بیای ما هم امروز اگر تو نتونی بیای ما هم امروز نمیریم می زاریم برای یک وقت دیگه که تو هم باشی و چشمکی به من و مهرسانا و بهنوش که داشتند نگاهمان میکرد زد و دوباره مشغول نوشتن شد. میان لبانم از دیدن معرفتشان طرحی از لبخند گرفت و میان همه ی عقده هایم خدا را بابت داشتن
دوستان همدلی چون آنها شکر کردم. بعد از اتمام کلاس دوم زمان استراحتمان تا کلاس بعدی را به بوفه ی دانشگاه رفتیم. بچه ها هر کدام چیزی سفارش دادند و من که هنوز از اتفاق صبح دمغ بودم به خوردن لیوانی چای بسنده کردم. بهنوش چند ثانیه ای به صورت بی حوصله ام خیره شد و گویی که
فکری به سرش رسیده باشد رو به مهرسانا پرسید: كلاس بعدی مون با استاد بیاته نه؟ اوهوم. چطور؟ سه تا غیبتش رو استفاده کردیم یا هنوز جا داریم برای غیبت؟ فریماه به جای مهرسانا جوابش را داد. -انقدر این استاد جدی و رو مخه که کسی جرئت غیبت نداره سر کلاسش. ما هم فکر کنم تا الان …