رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان حامی از مریم روح پرور رمان رایگان

رمان حامی از مریم روح پرور(#کمند) لینک مستقیم

دانلود رمان حامی از مریم روح پرور(#کمند) کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : 936

خلاصه رمان :

روی صندلی های فلزی سرد فرودگاه نشسته بود نمی‌دانست کجا برود. چمدان کوچک همراه کوله پشتیش را از روی زمین برداشت و آهسته و با قدم های سنگین که به خوبی حسشان می‌کرد از فرودگاه بیرون رفت. حتی پول ایرانی هم نداشت که بخواهد با تاکسی ویژه فرودگاه جایی برود. برای همین به راننده هایی که منتظر بودن آن دختر برود سوار تاکسی آن‌ها شود بی محلی کرد و قدم زنان رفت می‌دانست راه آنجا برای پیاده روی خوب نیست اما با پولش کجا می‌توانست برود؟ اصلا سوار ماشین هم میشد کجا می‌خواست برود؟

قسمتی از داستان حامی:

بالاخره روز جشن فرا رسید. خدارا شکر از آن روز به بعد سامان دیگر به این خانه نیامده بود. لیلا اما، آن روزها زیادی مهربان شده بود و این مهربانی دلشوره آور بود؛ هیچ وقت سلام گرگ هم بی طمع نبوده! بهراد از صبح به بهانه آرایشگاه بیرون رفته بود . البته به من گفته بود که قبلش پیش الهام

هم می‌رود؛ من اما، نمی‌دانم چرا آن لحظه که گفت پیش الهام می‌رود، دلم آتیش گرفت نمی‌دانم از چه؛ اما تا ته تهم سوخت … شاید چون من خیلی وقت بود کسی اینگونه محبتم نکرده بود، خیلی وقت بود کسی اینگونه به یادم نبود که در میان روزمرگی هایش بازهم به یادم باشد و خدا چه می‌داند شاید

دلتنگ شده بود و سخت بود به زبان آوردنش… لباس هایم را پوشیده بودم و آماده؛ فرشته گفته بودم بود که به آرایشگاه بروم اما خودم نمی‌خواستم… نشستن در آرایشگاه و زیر دست آرایشگر نقاشی شدن شوق و ذوق می‌خواست و دریغ از یک درصد که درون من باشد… انگار ذوق و شوق جایش را

داده بود به دلشوره؛ نمی‌دانم این دلشوره بی صاحاب چه بود از صبح به جانم افتاده بود. داشتم دست هایم را لاک می‌زدم که در اتاق باز شد. به خیالم فریبا است و خواستم بگویم: می‌ شود دست راستم را لاک بزنی؟ که چشمم به شخص دیگری افتاد! دلم لرزید قلبم فرو ریخت شاید برای یک ثانیه نفهمیدم …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
روی صندلی های فلزی سرد فرودگاه نشسته بود نمی‌دانست کجا برود. چمدان کوچک همراه کوله پشتیش را از روی زمین برداشت و آهسته و با قدم های سنگین که به خوبی حسشان می‌کرد از فرودگاه بیرون رفت. حتی پول ایرانی هم نداشت که بخواهد با تاکسی ویژه فرودگاه جایی برود. برای همین به راننده هایی که منتظر بودن آن دختر برود سوار تاکسی آن‌ها شود بی محلی کرد و قدم زنان رفت می‌دانست راه آنجا برای پیاده روی خوب نیست اما با پولش کجا می‌توانست برود؟ اصلا سوار ماشین هم میشد کجا می‌خواست برود؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    حامی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم روح پرور(#کمند)
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    936
خرید کتاب
23,300 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 9,676 بازدید
  • 23,300 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.