دانلود رمان بهار هامون از ساجده سوزنچی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، مذهبی
تعداد صفحات : ۱۰۸
خلاصه رمان:
هامون هدایت یه پسر کاملا بی قید و پولداره… ارثی که از اجدادش به تک پسر خاندان هدایت رسیده انقدر زیاده ک اگر هامون تا آخر عمرش بخوره و بخوابه بازم تمومی نداره… همین پولداری، هامونو بی قید کرده و اهل هرکاری… اون شاید توی شناسنامه دینش اسلام باشه اما در واقعیت بویی از اسلام نبرده… هامون انقدر بی قیده ک بعضی وقتا منکر خدا میشه چه برسه به فرستاده های خدا… پس از همچین انسانی هیچ چیزی بعید نیست… اما یه دفعه چه اتفاقی میوفته که هامون عوض میشه…
قسمتی از داستان بهار هامون :
چشم باز کردم و هاج و واج به خودم و اطرافم نگاه کردم. خبری از اون دختر نبود و منم سالم سالم بودم… نه سرم ضربه خورده بود و نه بیهوش شده بودم… من حتى خوابم نبودم…!! ساعت نشون میداد اتفاقات مال چند دقیقهی پیش بوده… اصلا اتفاقی بوده یا… شاید
همش یه فکر یا یه خیال بوده… نه… اون دختر کجا غیبش زد؟؟! با عجله بلند شدم و رفتم سمت در… قفل نبود…!! توی حیاط سرک کشیدم… نه خبری از دختر بود و نه حتی رد پاش که قدم برداشته توی برف… این غیر ممکنه… برگشتم توی خونه فکر میکردم دیوونه
شدم… با دیدن گیرهی سرش مطمئن شدم فکر نبوده و من تا همین چند دقیقهی پیش… خدای من… اون از ته دلش از حسین کمک خواست، يني واقعا کمکش کرد؟ حسین میدیدش؟ صدای زجه هاشو میشنید؟؟؟ نه… چطوری ممکنه… يعني… یعنی توی خونه ی من معجزه
شده بود؟؟ معجزه ای که حتی قادر نبودم ببینمش… و حالا فقط با جای خالی اون دختر روبه رو بودم اشکام بی اختیار خودم روی گونه هام میریختن…. یعنی این آدمایی که ازشون کمک خواست انقدر هوای عاشقاشون رو دارن؟؟ انقدر حالم عجیب و غریب بود که بی توجه به …