دانلود رمان ساغر از انسیه تاجیک کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۱۴
خلاصه رمان :
داستان زندگی زنی زیبا و نجیب به نام ساغر است که عروس یک خانواده مرد سالار ِ نابسامان است. این خانواده یک پدر و سه فرزند پسر دارد که هر چهار مرد عیاش و خوش گذران و … هستند و اصلاً به زن بها نمیدهند. مادر خانواده، کوکب، بد دهن و ناسازگارست و حسابی از عروسهای بینوا کار میکشه و بهشون توهین میکنه و با نیش زبانش حسابی آزارشان میده. ساغر که همسر فرزند کوچک حجت است، رنگ احترام و شوهر و خانواده و را هرگز به خود ندیده. حجت به این بهانه که ساغر نازاست با یک زن خیابانی به نام ثریا که از او باردار است، ازدواج میکنه و ثریا را به خانه خودشان میاره …
قسمتی از داستان ساغر :
ساغر بی اطلاع از حضور شوهرش در اتاق مادر شوهر و بی خبر از همه جا سرش را با دوختن درز پیراهن حجت، گرم کرده بود. او آنقدر در افکار خود و خاطرات گذشته و آینده مبهمش مغزش غوطه ور بود که صدای پای مادر شوهرش را نشنید. -ساغر خوابی یا بیدار؟ ساغر بلافاصله از جا بلند شد
و در اتاق را گشود و به کوکب سلام کرد. _سلام ساغر جان چیکار می کردی؟ ساغر جان؟ واقعاً برای ساغر عجیب بود تا حالا نشده بود که پدر یا مادر شوهرش او را ساغر جان صدا کنند. حالا چه شده او را عزیز شمرده اند؟ _نه خانوم جون بیدارم داشتم پیرهن حجت رو میدوختم. -خب حالا بذارش
کنار اومدم باهات دو سه کلمه حرف بزنم. ساغر با حیرت گفت: با من حرف بزنید خانوم جون؟ -آره دخترم بشین. هر چه کوکب بیشتر حرف میزد ساغر متعجب تر میشد. روبروی کوکب نشست و ساکت ماند کوکب خنده ای کرد. -ببین ساغر تو خودت خوب میدونی که یه مرد به دو علت زن میگیره؛
یکی این که شبهای تنهایی شو پر کنه دیگه اینکه بچه دار بشه خب حجت من هم که از بچه محروم شده خود همین بچه باعث میشه مرد بیاد توی خونش ولی اگه نباشه معلومه دیگه مرد هم میره پی کارش. اونم معلومه چه جور کارایی اگه یه زن بچه دار نشه ولی شوهرشو دوست داشته باشه …