رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان هکر قلب

کتاب رمان هکر قلب اثر مهلا علی‌راد لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

هلیا، ملقب به هکر قلب و پسری مرموز ملقب به هکر ماشین! داستان این دو آدمی است پر غرور و هیچکدام مایل به باخت نیستند و هر کدام سعی دارند تا دیگری را به زانو دراورده و غرورش را بشکنند و در عشق خود گرفتار کنند …

تکه ای از داستان هکر قلب

توی ماشین سکوت بود. داشتم با خودم فکر می‌کردم چرا ریسک کردم و سوار ماشینش شدم…. هم باعث سوتفاهم برای بقیه شده بودم و هم خودم امکان داشت در خطر باشم، کمی ترسیده بودم. به هر حال اون یه غریبه بود. اگه بی‌هوشم می‌کرد چی؟ اگه بلایی سرم می‌آورد… لبم رو خیلی آروم گاز گرفتم. می‌خواستم حرف بزنم ولی می‌ترسیدم از صدام بفهمه تردید دارم. -نترسید خانم طراوش… بهش نگاه کردم. با خون سردی این حرف رو زده بود. برگشت سمتم و ثانیه‌ای خیلی محکم توی چشمام نگاه کرد و گفت: قرار نیست اتفاقی براتون بیفته. متعجب شدم یعنی فکرمو خونده بود. ذهن و دهنم به طور کامل قفل شدن، نکنه ذهن می‌خونه…

توی شوک بودم که پیچید توی یه خیابون دیگه و ادامه داد: می‌خواستم بهتون زنگ بزنم تا توی به کافی شاپ قرار بزاریم ولی خب ترجیح دادم شخصا بیام دنبالتون. بچه پررو شخصا انگار کی هست… اعتماد به سقفش منو کشته، صبر کن بینم اصلا این چطوری می‌خواست به من زنگ بزنه. گنگ گفتم: من یادم نمیاد شماره‌ام رو به شما یا سازمانتون داده باشم. با لبخندی که من فکر می‌کردم تسخر آمیزه گفت: اگه ملاقاتمون خوب پیش بره خودتون می‌فهمید چطوری شماره تون رو گرفتم. داشتم از حرص دیوونه می‌شدم… اینکه حس می‌کردم بالاتر از منه چیزی نبود که بتونم به راحتی باهاش کنار بیام… بالاخره که توی این ملاقات

کارت به من گیر می‌کنه، همچین طاقچه بالایی برات بزارم به پام بیفتی. مطمئنا نمی‌تونست فقط برای خبردادن یا یه ملاقات ساده دنبالم اومده باشد. چیزی می‌خواست که کلیدش دست من بود. جلوی یه کافی شاپ ساده نگه داشت. از ماشین پیاده شدیم. وقتی وارد کافی شاپ شدیم میزی رو به من نشون داد و با هم پشت اون میز نشستیم. هر دو تامون سفارش بستنی دادیم. به صندلیش تکیه داد و خیره شد به من… حتی پلک هم نمی‌زد حس می‌کردم داره به یه بچه نگاه می‌کنه.  از اون نگاه‌هایی که یعنی من چطوری می‌تونم به همچین آدمی اعتماد کنم. زیر نگاهش داشتم اعتماد به نفسم رو از دست می‌دادم که به خودم اومدم …

این رمان را از طریق رمان بوک دانلود کنید: رمان هکر قلب

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 177 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.