دانلود رمان دوک منهتن کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، خارجی
تعداد صفحات : 863
خلاصه رمان :
من تو يه خانواده اشرافي انگليسي به دنيا اومدم ولي دارايي و ثروتمو تو منهتن به دست آوردم. نيويورك ديگه قلمرو فرمانروايي منه. خانوادم تو بريتانيا سر اينكه چه كسي دوك بعدي فيرَفكس ميشه جنگ و دعوا دارند. ميگن كه دوك بعدي فيرَفكس من هستم، اگه ازدواج كنم. و اين هم يه معامله اي نيست كه ارزش جوش خوردن داشته باشه من اصلا نميتونم خودمو محدود به یه زن كنم يا من اينطوري فكر ميكردم تا اينكه دنيام وارونه شد. حالا تنها راهي كه ميتونم امپراطوري كه خودم ساختم رو نجات بدم اينه كه عنواني كه هيچ وقت نميخواستمو به ارث ببرم پس من به يه همسر نياز دارم …
قسمتی از داستان دوک منهتن:
به محض اینکه گوشیم رو روی میز گذاشتم، صفحش روشن شد و سه تماس از دست داده رو نشون داد. گوشی رو روشن کردم. وکیل پدر بزرگم بود. سعي داشت به من كمك كنه، بلکه یه راهي براي حل بزرگترین مشکل زندگیم در حال حاظر این بود که فردريك شركت منو به ارث میبره، پیدا کنیم. امیدوارم
الان که زنگ زده یه راهی پیدا کرده باشه سريعا باهاش تماس گرفتم. جایلز گفت: ریدر ممنونم که بهم زنگ زدي. -خواهش میکنم. امید وارم خبراي خوبي برام داشته باشي. چند ثانیه بینمون سکوت شد. که مطمئنا نشونه اي براي خبر خوب نبود گفت: “بهت هشدار دادم .” سكوت بینمون طولانی تر شد.
لعنت… ادامه داد: من با بلند پایه ترین وکیلها صحبت کردم. قوانین خیلی واضح و صریح هستن. متاسفم .” غریدم: این وسط باید به راهی باشه که از چشم ما دور مونده. گفت: ولي من فکر میکنم یه راه خيلي سادهتر وجود داشته باشه ضربان قلبم بالا رفت و قلبم به شدت میزد. میدونستم. میدونستم
که بالاخره یه راهی وجود داره که من وست بري رو از دست ندم. جایلز گفت: تو باید به همسر براي خودت پيدا کني. ناله اي کردم و به پشتی صندلیم تکیه دادم: خب متاسفانه زندگي به اون آسوني اي که تو فكر ميكني نيست جايلز. حتي وقتي منو همه دوستهاي کالجم تو بیست سالگی درس میخوندیم …