دانلود رمان تکاور از کلثوم حسینی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۰۶۴
خلاصه رمان:
همه چیز از شب مرموز و ترسناک شروع شد. از یک عشق قدیمی تا تباه کردن ثمره آن عشق. آتشی که به پا شد و قتل عامی دردناک… پروایای که از دل مهر و محبت به قعر جهنم سرد و بیروح فرو آمد و مردی که مردانه ایستاد پای عزت او… تقابل نفرت و عواطف میان انبوه دشمنان قسم خورده و کینه توز…
قسمتی از داستان تکاور :
صدای نخراشیده اش روی اعصابش ویراژ میداد وقتی با آن تُن صدای خروسکی و خشدار بلند بلند توضیح میدهد که چطور گول پسرک مارموز رقیب را میخورد و حالا بچه اش را در شکم باردار است آن هم بدون ازدواج یا حتی شاهدی برای به مسلخ کشاندن پسرک! نفسش را تند و عصبی بیرون
فوت میکند و کلافه گوشه شقیقه اش را ماساژ میداد و با نوک کفش اسپروتش؛ پرزهای قالی را له میکرد -بابا.. معلومه اینجا چه خبره؟ نگاه بی روح رئیس روی سیروس و امیریل میچرخد وزن دار و عمیق البته موشکافانه روی هر دو مرد مانور میدهد. سیروس با وجود اطاعت کردن و فرمانبرداری
اما همیشه شیشه خرد میداشت برعکس امیریل که مطیع نمیبود اما زیرآبی هم نمیرفت و چقد بد که باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب میکرد. غافل ماندن از دختر گریان پیش رویش؛ همه اشتباه محض او میبود وقتی برای اجرای نقشه انتقام از سرگرد اکبر تمام هوش و حواسش را پای او گذاشته
بود و حالا… دخترش طمع یکی از رقیبانش میشود و فضا حتی بار میآورد که هیچ جوره نمیشد آن را جمع کرد جزء این که… -رئیس امر کن جنازه یارو جلو پاته. چشمهای جدی و کدر رئیس روی سیروس با سنگینی و پوزخند او را برانداز میکند. سیروس شانه اش را صافتر میکند و گردن اش را …